این عامل توانایی افراد برای حل مشکلات شخصی و غیر شخصی را تعیین می‌کند. این فاکتور به همراه عوامل واقع گرایی و انعطاف پذیری مهمترین عوامل سازگاری و بقا هستند که داروین نیز به آن‌ها اشاره داشته است. این عامل مستلزم توانایی شناسایی و تعریف مشکلات و همچنین ارائه راهکار و پیاده سازی راه حل های بالقوه و موثر است. 

حل مساله شامل مراحل زیر است: 

الف: سنجش یک مشکل و احساس اعتماد به نفس و داشتن انگیزه برای حل و مقابله با آن. 

ب: تعریف و تدوین مشکل به صورت مشخص که مستلزم جمع آوری اطلاعات است. 

ج: پس از اینکه مزایا و معایب راه حل سنجیده شد، انتخاب بهترین راه حل و اجرایی کردن آن.

افرادی که دارای توانایی زیاد در این فاکتور هستند معمولاً افرادی با وجدان، منضبط، روشمند و سیستماتیک هستند. رفتار وظیفه گرایانه به نظر میرسد که بخشی از این فاکتور باشد که در کل منجر به حل مسئله می‌شود.

یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که درک احساسات و هیجانات در حل مساله بسیار مهم است. این عامل یکی از گزینه‌های انتخاب مدیر کارآمد است که همراه با عوامل دیگر در مذاکرات و حل تعارضات سازمانی بکار می‌رود. داشتن توانایی در این عامل بسیار مهم است زیرا هم برای فرد و هم سازمان کاربرد دارد. این توانایی به خصوص برای برنامه ریزی استراتژیک موثر و حیاتی است.در پیش بینی و مقابله با مشکلات بالقوه پیچیده، بودن این عامل ضروری است. این توانایی برای افرادی که به تنهایی کار می‌کنند و حداقل نظارت از سوی افراد دیگر بر آن ها است، لازم است.