خودشکوفایی (Self Actualization) یعنی توانایی درک ظرفیت بالقوه و انجام چیزی که می‌توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.این عامل به عنوان توانایی افراد برای تعیین اهداف شخصی و حرکت به سوی آن‌ها به منظور تحقق اهداف تعریف شده است. اساساً، خود شکوفایی مربوط به توانایی عملی بالقوه درونی ما است. این توانایی در درگیر شدن افراد برای حرکت به سوی زندگی پر بار و با معنا آشکار می‌شود. تلاش برای به تحقق در آوردن پتانسیل‌های درونی افراد توسط خودشان جهت زندگی لذت بخش تر، همان خودشکوفایی است. این توانایی ممکن است به صورت نیاز به تلاشی مادام العمر و تعهدی پایدار به اهداف بلند مدت آشکار شود. خود شکوفایی یک فرایند مستمر از تلاش در جهت توسعه شایستگی‌ها، مهارت‌ها و استعدادهای ما است.

یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که جنبه‌های خاصی از این عامل، وابسته به تعهد و درگیری با فعالیت‌هایی است که فرد تلاش می‌کند موقعیت خود را ارتقا دهد.

مدیران هوشمند و سازمان‌ها نیاز دارند تا این عامل را در خود پرورش دهند، چرا که این عامل دارای منافع شخصی و سازمانی است. باید در سازمان‌ها تا آنجا که ممکن است فضایی فراهم شود تا افراد بتوانند اهداف خود را نیز دنبال کنند، اما باید به صورتی راهبری شود تا بخشی از این اهداف، اهداف و نیازهای آن سازمان هم باشد تا هر دو مجموعه به شکوفایی برسند.

سطح پایین این فاکتور در افراد باعث سرخوردگی، نا امیدی و حتی افسردگی می‌شود. این عوامل در پیشبرد اهداف مشکل ایجاد می‌کنند. کسانی که در این عامل نمره پایینی کسب می‌کنند ممکن است ندانند که در زندگی چه چیزی می‌خواهند بدست بیاورند، زیرا در مورد خودشان سردرگم هستند و یا نمی‌دانند در زندگی می‌خواهند چه کاری انجام دهند. از سویی ممکن است بدانند چه کاری می‌خواهند انجام دهند اما نمی‌توانند توانایی‌ها و پتانسیل‌های خود را بیابند و بشناسند.