دیمیتر (سرس)

نماد مادری

ویژگیهای شخصیتی

·  دیمیتر نماد زمین است. او مظهر میل به زایش و پرورش از طریق بارداری و نیز تغذیه جسمی و روحی و روانی است.

·  وی یک مادر نمونه است. نسبت به دیگران دست و دلباز و نسبت به مسائل اطرافیان حساس است.

·  برای او تصویرِ شیر دادن مادر به فرزند بهترین و متعالی ترین تصویر زندگی و زیباترین اتفاق ممکن در جهان هستی و کائنات است.

·  زن دیمیتری در روابط خود بسیار ایثارگر، حامی و یاری دهنده است.

·   فداکار و پایبند به انسانها و اصول اخلاقی است، تا جایی که در نظر دیگران خودسر و لجوج جلوه می کند.

·  این شخصیت به طور کلی حامی خوبی برای دیگران است و همیشه آنها را در حال دادن سرویس دادن و خدمت به دیگران می بینید.

·  این افراد همیشه در حال سرویس دادن و انجام کاری برای دیگران هستند، به همین علت اطرافیان آنها افراد بی مسؤولیتی هستند.

·  یکی از قسمتهای غیر سازنده در افرادی که دیمیتر در آنها بصورت ناآگاهانه فعال است، کنترل بیش از حد و همیشگی و همه جانبه آنهاست که این کنترلها می تواند بصورت کنترلهای بیرونی و کنترلهای درونی باشد.

اسطوره دیمیتر

دیمیتر که رومیان او را با نام سرس(به معنای حبوبات) می شناسند، نمادی با موهای طلایی گندمگون و سمبل غلات و مادر پرسفون، ادامه دهنده نسلی بود که مظهر باروریند. او در مقام نماد غلات، باعث و بانی فراوانی طبیعت است. دیمیتر در افسانه بخشاینده ترین کهن الگو بود. روزی دخترش، پرسفون جوان و معصوم مشغول چیدن گل در دشت و دمن بود که توسط هادس و با همکاری پدرش زئوس دزدیده می شود. پس از این واقعه دیمیتر  بر روی زمین به جستجوی دخترش پرداخت. دیمیتر وقتی به خیانت پدر فرزندش و سایر کهن الگوها پی برد خیلی عصبانی شد. او به هیچ چیز اجازه باروری نداد تا اینکه پرسفون برگردد.

کهن الگوی دیمیتر

دیمیتر نمونه مادر است. او مظهر میل به زایش و پرورش از طریق بارداری و نیز تغذیه جسمی و روانی دیگران است. دیمیتر  بیش از هر کهن الگوی دیگر، مهرورز و پرورش دهنده بود. زنی که این کهن نمونه قدرتمند را در خود دارد، در آرزوی مادر شدن است و به محض اینکه مادر شد، رضایت خاطر می یابد. کهن نمونه مادر در زنان برانگیزنده میل به مهرورزی، مهربانی و بخشایش و ایثار است.

پرورش دیمیتر

با تفکر جدی در مورد بچه دار شدن، چه خود زن بر آن آگاه باشد و چه نباشد، کهن نمونه مادر بیدار شده، به فعالیت می افتد و رشد می یابد. زنان با به تصور درآوردن حاملگی و داشتن فرزند می توانند دیمیتر درون را پرورش دهند.

والدین

وقتی زن دیمیتری با مردی فاقد محبت پدری پیوند زناشویی می بندد، اسطوره ی دیمیتر تکرار می شود. در چنین وضعیتی فرزند دختر با احساساتی همگون با مادر خود پرورش می یابد و هیچ نوع ارتباطی با پدر حس نمی کند. پدر غالبا نسبت به فرزندانش بی اعتناست، اما زمانی که به آنها به چشم رقیب در تملک عواطف مادر می نگرد، رفتاری حسادت آمیز، رقابت جویانه و یا حتی تجاوزگرانه در پیش می گیرد.

دوران کودکی

این افراد در کودکی نیز در عروسک بازیها و خاله بازی هایشان نقش مادر را بر عهده دارند. آنها "کوچک مادرانی" هستند که عروسکهای خود را در آغوش گرفته و نوازش می کنند. دیمیتر کوچک از بغل کردن نوزادان نیز لذت می برد و در سنین نه و ده سالگی مشتاق مراقبت از بچه های اطرافیان است.

دوران بلوغ

در سنین بلوغ بچه دار شدن از لحاظ جسمی ممکن می گردد و همپای آن کهن نمونه دیمیتر تحت تاثیر هورمونها بیدار می شود. در چنین شرایطی برخی از دختران دیمیتری اشتیاقی شدید به حاملگی پیدا می کنند. بسیاری از زنان دیمیتری زود ازدواج می کنند. در طبقات کارگری، دختران جوان به محض اتمام دبیرستان به ازدواج تشویق می شوند. این تشویق با روحیه دختران دیمیتری که خواهان ازدواج و تشکیل خانواده اند و نه در فکر تحصیل و حرفه، سازگار است.

دوران تحصیل

اگر زن جوان دیمیتری ازدواج نکند و تشکیل خانواده ندهد، به حرفه ای مشغول می شود و یا اینکه به دانشگاه می رود. در دانشگاه بیشتر رشته هایی را انتخاب می کند که او را برای حرفه های خدماتی آماده می سازد. کمک می کند تا بعدا بتوانند به فرزندانش در انجام دادن تکالیف کمک کند. در یاری رساندن به دانشجویی خارجی که احساس غربت می کند و یا در کمک به معلولین جسمی و نیز کسانی که خجالتیند، از هیچ تلاشی دریغ نمی ورزد.

شغل و حرفه

سیرت مادرگونه زنان دیمیتری آنها را مستعد حرفه های خدماتی و پرورشی می کند. آنها جذب مشاغل سنتی زنانه از قبیل آموزش، خدمات اجتماعی و پرستاری می شوند. آنها در این مشاغل بسیار موفق و اثر گذار هستند و نه تنها در این مشاغل پیشرفت می کنند، بلکه خود نیز عاشق کار خود بوده، از لحظه لحظه شغل خود لذت میبرند و هر بار با انرژی مضاعفی در کار خود حاضر می شوند. در مشاغل روان درمانی و جسم درمانی فعالیت دارند و یا درمانگران توانبخشی و متخصصین اطفال، همگی بدون شک در انتخاب حرفه خویش بیانگر عواطف دیمیتری بوده اند.

·  آموزش و مشاوره

·  پرستاری و مددکاری

·  شغل‌های خدماتی

·  بی علاقه به شهرت و مقام

·  حامی دیگران در محل کار

رابطه با زنان و مردان

زنان دیمیتر هرگز به خاطر مردان و یا دستیابی به اهداف خود از در رقابت با زنان دیگر برنمی آیند. تنها انگیزه حسادت در آنها نداشتن فرزند است. خود را در مقایسه با زنان هم سنی که مادر هستند تحقیر شده می پندارند.زنان دیمیتری غالبا دوستی های پایداری با زنان شبیه به خود دارند. برای حمایت عاطفی و کمک مالی بیشتر به دوستان مونث خود میکیند تا به همسرانشان. زنان دیمیتری مردانی را به خود جلب می کنند که به جنبه مادرانه آنها گرایش داشته باشند. زن دیمیتری واقعی خود انتخابگر نیست و صرفا به نیازهای مرد پاسخ می گوید و حتی گاهی اوقات از سر ترحم به سوی او کشیده می شود. زن دیمیتری از مرد خود انتظارات زیادی ندارد و اغلب مردان را به چشم "پسربچه" می بیند.

ازدواج

برای زن دیمیتری، هر چقدر بچه کوچکتر، ناتوان تر و پر خورتر باشد، انرژی دیمیتری و مادرانه آنها را بیشتر تخلیه می کند. بارداری برای آنها بسیار زیباست. بعضا شوهرشان نیز مانند یکی از فرزندان آنهاست و به همان سبک و سیاق و روش با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و رفتار می کنند. برای زنی که تحت نفوذ کهن الگوی دیمیتر است، امیال و کردار جنسی اهمیت چندانی ندارد. و غالبا امیال جنسی قوی ندارد. شخصیتی است صمیمی، مهربان و زنانه که بیش از حس و انگیزه جنسی، آغوشی گرم و مهربان دارد.

فرزندان

اینکه مادر دیمیتری بتواند تاثیری نیکو بر فرزندان خود بگذارد و در نتیجه مورد لطف و ستایش آنها قرار گیرد، مشروط به این است که او با کدام جنبه دیمیتر همسانی کند، با دیمیتر "پیش از ربوده شدن" دختر و یا دیمیتر "پس از ربوده شدن" او. قبل از واقعه ربوده شدن پرسفون، دیمیتر به محیط و جهان اطراف خود اعتماد داشت و بدون دل نگرانی به زندگی می پرداخت (همان طور که پرسفون فراغ بال در چمنزار مشغول بازی بود). اما پس از ربوده شدن دختر، دیمیتر خشمگین و افسرده شد، کوه المپ را ترک کرد و از بازی زندگی دست شست.

میان سالی

دوران میانسالی برای زن دیمیتری بسیار مهم است، زیرا اگر تا آن زمان بچه دار نشده باشد، تمام حواسش متوجه این واقعیت است که دیگر وقت چندانی برای زایش ندارد. میانسالی برای آن دسته از زنان دیمیتری که مادر هم هستند اهمیت به سزایی دارد، حتی اگر آنها به اهمیت این دوران در شکل دادن به بقیه سالهای زندگی واقف نباشند. در این سالها فرزندانشان در حال رشدند و با هر گامی که به سوی خودمختاری برمی دارند، توانایی مادر را در کم کردن این وابستگی به بوته آزمایش می گذارند.

کهن سالی

زنان دیمیتری در واپسین سالهای زندگی خود به دو گروه تقسیم می شوند. بسیاری از آنها در این مرحله زندگی بسیار خرسند و راضی و چون گذشته فعال و مشغولند. زندگی برایشان پر از آموزش و تجربه بوده و حال به دلیل واقع بینی و دست و دلبازی مورد احترام دیگران هستند. زنان دیمیتری که خود را مظلوم می انگارند، سرنوشتی متفاوت با گروه اول دارند. علت اصلی ناخرسندی آنها غالبا یاسها، نومیدیها و نیز آرزوهای برآورده نشده دوران میانسالی است. در این مرحله، آنها با دیمیتر غمگین و خیانت شده که در معبدش به عزا نشسته و به هیچ چیز اجازه زندگی و بقا نمی دهد، احساس نزدیکی می کنند. آنها از سالهای نهایی زندگی خود بهره ای نمی برند و با گذشت روزگار تلخکام تر می شوند.