كمالگرايي


تعداد سوالات
11
مدت زمان
3 دقیقه

شروع آزمون


كمال طلبي، كمال گرايي، يا كمال پرستي در روانشناسي به باوري اطلاق مي شود كه در آن فرد كارها را بايد به روشي وسواسي و پرفكت انجام دهد. از ديدگاه روانشناسان كمال طلبي، با اختلال وسواس و اجبار، در ارتباط است. به صورتي كه فرد خود را مجبور مي كند تا كارها را وسواس گونه و عالي انجام دهد و اگر نتيجه اي غير از اين حاصل شود، فرد آن را نمي پذيرد.

پاركر محقق دانشگاه جان هاپكينز، تعريف ساده اي از كمال طلبي دارد. او مي گويد: انسانهاي كمال طلب، فشاري دائمي براي حركت به سمت هدفهاي غيرقابل دستيابي در درون خود احساس مي كنند. آنها ارزش خودشان را با كارايي خودشان و دستاوردهايشان مي سنجند. افراد از نظر شدت و درجات مختلف كمالگرايي، به گروههاي زير دسته بندي مي شوند.


  • عدم كمالگرايي
  • كمالگرايي مطلوب
  • كمالگرا
  • كمالگراييشديد
  • وسواس
هر گروه رفتاري از موارد فوق، تفسير خاص خود و دلايل و ريشه هاي رفتاري منحصر به فردي دارند كه با مطالعه ي شخصيت ها در صفحه ي بعد از آزمون ، ميتوانيد علل اين رفتارها را بشناسيد.


علل كمال گرايي:

افراد كمالگرا معمولا در كودكي آموخته اند كه ديگران، با توجه به ميزان كارايي آنها در انجام كارها، براي آنها ارزش گذاري مي كنند. در نتيجه در صورتي به خود بها ميدهند كه مورد قبول ديگران واقع شوند. چون عزت نفس ايشان، براساس معيارهاي خارجي پايه ريزي شده است، نسبت به نقطه نظرها و انتقادات ديگران آسيب پذير و به شدت حساس مي‌شوند

بعضي از احساسات ، افكار و باورهاي منفي ذيل، احتمالا با كمال گرايي مرتبط هستند:

ترس از بازنده بودن: افراد كمال گرا، غالباً شكست را با از دست دادن ارزش و بهاي شخصي مساوي مي‌دانند.

ترس از اشتباه كردن: افراد كمال گرا، غالبا اشتباه را مساوي با شكست تصور مي‌كنند. موضع آنها در زندگي حول و حوش اجتناب از اشتباه است. كمال گرايان فرصتهاي يادگيري و ارتقا را از دست مي‌دهند.

ترس از نارضايتي: براي افراد كمال گرا، اينكه ديگران شاهد نقايص يا معايب كارشان باشند، ايجاد وحشت مي كند. به همين دليل،كامل بودن را تلاشي براي گرفتن حمايت از ديگران به جاي انتقاد مي‌دانند.

همه يا هيچ پنداري: افراد كمال گرا ، بندرت بر اين باورند كه در صورت به پايان رسيدن يك كار، بطور متوسط هنوز با ارزش هستند و در ديدن دورنماي موقعيتها دچار مشكل مي شوند.

تاكيد بسيار بر روي بايدها: زندگي افراد كمال گرا، غالبا براساس ليست پايان ناپذيري از بايدها بنا شده است، كه با قوانين خشكي براي هدايت زندگي آنها به خدمت گرفته مي‌شود. افراد كمال گرا با داشتن چنين تاكيدهايي بر روي بايدها، به ندرت روي خواسته‌ها و آرزوهاي خود حساب مي‌كنند.

اعتقاد داشتن به اين امر كه ديگران به آساني به موفقيت مي رسند: افراد كمال گرا، مشاهدات خود را به گونه‌اي جمع آوري مي‌كنند، كه بگويند افراد ديگر با كمترين تلاش، خطاهاي كم، استرسهاي عاطفي كمتر و بالاترين اعتماد به نفس به موفقيت دست مي‌يابند. در عين حال افراد كمال گرا كوششهاي خود را پايان ناپذير و ناكافي تلقي مي‌كنند.


شروع آزمون