پرسيفون (پروسرپينا)

كهن الگوي دخترِ مادر

ويژگيهاي شخصيتي

·  پرسفون مظهر دوشيزگي، بهار، پذيرش و دگرگوني و نماد اضطراب جدايي از مادر

·  از ديدگاه روانشناسي شخصيت پرسفون بدليل سفر به دنياي زيرين، عميق بوده و مي تواند به سطوح بالاي خودآگاهي دست يابد.

·  ششم و قدرت خيالپردازي خوبي دارد. زنان پرسفون ممكن است از نظر ذهني و رواني افرادي با استعداد باشند، اما از بيماريهاي رواني مانند افسردگي يا اضطراب و يا گرسنگي رواني رنج ببرند.

·  اين افراد زيبا، ناز، دوست داشتني، آرام و ملايم هستند. به رنگ صورتي كم رنگ بسيار علاقه دارند.

·  بسيار آرام و انعطاف پذير هستند و در هر جمعي كه قرار مي گيرند از خودشان نظري ندارند .

·  عاشق فالگيري، داستانهاي عاشقانه، رمان و صفحه حوادث هستند

·  به راحتي مي توانند ساعتهاي متمادي(حتي هفته ها) يكسره گريه كنند و بيشتر وقتها حتي دليل گريه كردنشان را هم نمي دانند، فقط دلشان مي خواهد گريه كنند.

·  از مد پيروي مي كنند، مارك باز هستند و دوست دارند كه هميشه لباسشان و يا كيف و كفش و ساير وسايلي كه استفاده مي كنند مارك به خصوصي باشد. اهل تعهد دادن نيستند.

·  بسيار اهل از اين شاخه به آن شاخه پريدن هستند و خودشان هم نمي دانند كه دوست دارند چه كاري را انجام دهند و نه در نهايت هيچ كاري را به اتمام نمي رسانند.

·  زنان پرسفون افرادي مراقب، آرام، انعطاف پذير، بي تجربه و ساده لوح هستند. آنها اشتهاي جنسي بسيار زياد و فوق العاده اي دارند و به راحتي جذب جنس مخالف مي شوند.

·  منفعل بودن، مطيع و فرمانبردار بودن، تعهد نداشتن نسبت به اهداف، بي مسووليتي و داشتن منيت ضعيف از معايب اين كهن الگو و عشق، معصوميت، باروري، نشاط و سرزندگي دخترانه و سازگاري از مزاياي اوست.

اسطوره پرسفون

مطابق افسانه ها، پرسفون دخترك معصوم، ساده و جوان، زئوس و ديميتر بود. يك روز كه او در دشت مشغول چيدن گل بود، يك گل نرگس زيبا را از زمين بيرون كشيد كه ناگهان زمين شكافته شد و هادس، فرمانرواي جهان زيرين، بطور رعدآسايي با ارابه طلايي اش كه توسط چهار اسب وحشي و قوي جثه سياه كشيده مي شد، از شكاف زمين بيرون آمده و پرسفون را در حالي كه جيغ مي زد ربود و او را با خودش به عمق جهان زيرين برد. اين امر با اجازه خود زئوس انجام شده بود و پرسفون به اجبار به همسري هادس درمي آيد.

كهن الگوي پرسفون

پرسفون نمونه شخصيت بارزي نيست. اگر پرسفون شكل دهنده ساختار شخصيتي زن باشد، آن زن تمايلي به فاعل بودن ندارد، بلكه تحت تاثير اعمال ديگران است، به عبارت ديگر، كرداري همساز با ميل ديگران و ذهنيتي پذيرا دارد. جنبه جواني و دوشيزگي پرسفون، به زن ظاهري هميشه جوان مي بخشد. پرسفون داراي دو جنبه بود: يكي پرسفون دوشيزه و ديگري پرسفون ملكه جهان زيرين. زنان مي توانند تحت تاثير يكي از اين دو جنبه باشند، از يكي به ديگري تحول يابند و يا اينكه همزمان هر دو جنبه دختر و ملكه را در درون خود به معرض نمايش گذارند.

پرورش پرسفون

پذيرا بودن كهن نمونه پرسفون، كيفيتي است كه بسياري از زنان بايد آن را در خود پرورش دهند. اين امر به ويژه در مورد زنان آتنايي و آرتميسي صادق است، زيرا آنها عادت كرده اند هدف خود را شناسايي و براي رسيدن به آن قاطعانه عمل كنند. بنابراين در وضعيتي كه نمي دانند چه زماني و چگونه بايد اقدام كرد و يا زماني كه اولويتها نامشخص هستند، با مشكل روبرو مي شوند. در اين شرايط بايد بردباري پرسفوني را فراگرفته، اجازه دهند شرايط به موقع خود تغيير كند و عواطف نيز در فرصت مناسب به وضوح و روشنايي دست يابد.

والدين

دختر پرسفوني معمولا دختر كوچولوي مامانش است و الگوي ارتباطي ديميتر و پرسفون در موردش صدق مي كند. مادر با انتخاب لباسها، دروس و حتي دوستان براي دخترش، بدون در نظر گرفتن نيازهاي واقعي دختر، همان را مي خواهد و فراهم مي كند كه خود مي خواسته و يا كمبود آن را حس مي كرده است. دختر پرسفوني نيز واكنشي در مخالفت با خواست مادر نشان نمي دهد، زيرا او ذاتا پذيرا و مطيع است و مي خواهد رضايت ديگران را جلب كند.

دوران كودكي

پرسفون كوچك، دختربچه اي است، مطيع، آرام و ملوس و علاقمند به رنگ صورتي كه چون عروسك لباسهاي چين دار به تن مي كند. معمولا دختري مؤدب و خواهان رضايت ديگران است. به همين خاطر به اوامر ديگران گوش مي دهد و لباسهاي انتخابي ديگران را به تن مي كند. مادر دلواپس از كودكي، از دختر خود چون عروسكي شكننده مراقبت مي كند. او درونگرا و محتاط است.

دوران بلوغ

دوران دبيرستان دختر پرسفوني كمابيش ادامه مرحله كودكي اوست. اگر در كنار مادري "عقل كل" رشد يافته باشد، مادر در همه امور او از قبيل خريد و انتخاب لباس و حتي نوع دوستان، علايق دخالت مي كند و توقع دارد دختر جزئيات دوستيها و فعاليتهايش را با او درميان گذارد.

دوران تحصيل

دختران پرسفوني طبقه متوسط و بالا به دانشگاه مي روند، زيرا اين امر در ميان دختران هم سطح و طبقه آنان رايج است. براي دختر پرسفوني تحصيل بيشتر گذران وقت است تا آمادگي براي فن و حرفه آينده. او در انجام تكاليف با مشكل مواجه مي شود، زيرا حواسش به آساني پرت مي شود. شايد رشته تحصيلي خود را به تناوب تغيير دهد و سرانجام هم رشته اي را انتخاب كند كه راحت تر به نظر مي آيد.

شغل و حرفه

از آنجايي كه خيلي زود هر چيزي دلشان را مي زند دائماً شغل عوض مي كنند و نمي توانند در يك كاري به طور مداوم بمانند. معمولاً هم وارد كاري مي شوند كه صاحب كار، آشنا و يا فاميل نزديك باشد تا هر وقت دوست داشتند بيايند و هر وقت دوست داشتند بروند و هر وقت دلشان خواست مرخصي بگيرند. از آنجايي كه دوست ندارند زير بار مسؤوليت بروند حتي كارهايي كه جزء وظايفشان مي باشد را فراموش مي كنند و يا حوصله انجامشان را ندارند.

·  مدام شغل خود را تغيير مي‌دهد.

·  در صورت مشخص بودن وظايفش در كارش موفق است.

·  معمولاً از زير كارها شانه خالي مي‌كند.

·  اغلب مدرك دانشگاهي ندارند.

رابطه با زنان و مردان

زن پرسفوني رابطه بسيار راحتي با همسالان همانند خود دارد. در دبيرستان و دانشگاه درجمع دختران هم مسلك خود مي پلكد، غالبا تجاربش همراه با دختران ديگر است و هيچ گاه به تنهايي عمل نمي كند.  اگر زيبا باشد، گاه زنان ديگر را مجذوب زنانگي نارس خود مي كند. از آن جايي كه در تمامي عمرش با او همچون عروسكي شكننده رفتار شده است، در دوستان همسن و نيز زنان مسن تر غريزه مادري را بيدار مي كند و آنها را به ابراز محبت و مراقبت از خويش راغب مي سازد. زن پرسفوني در رابطه با مردان، همچون دختر بچه اي فاقد اعتماد به نفس و با ذهنيتي دخترانه است.

ازدواج

ازدواج پديده اي است كه معمولا براي زن پرسفوني اتفاق ميفتد. او تحت تاثير اصرار و يقين مرد و فشار باورهاي فرهنگي تن به ازدواج مي دهد. زنان پرسفوني ذاتا شخصيت زنانه سنتي دارند. در مقابل شخصيت قوي تر تسليم مي شوند، فاعل و رقابت جو و مصمم نيستند. مردان آنها را انتخاب مي كنند و نه آنها مردان را. زنان پرسفوني در رابطه با جنس مخالف تبديل به كودكي آويزان مي شوند و مي خواهند كه سرويس بگيرند.

فرزندان

زن پرسفوني مادر خود را مادر واقعي مي داند و خود را دختري مي بيند كه اداي مادر بودن در مي آورد. او در تربيت و رسيدگي به فرزندانش احساس ناتواني و بي عرضگي مي كند. از آنجايي براي زن پرسفوني استفاده از قدرت در روابطش امري غريب است، نمي تواند براي فرزندانش حد و مرز قائل شود، تسليم خواسته هايشان شده و قادر به محدود كردن آنها نيست.

ميانسالي

زنان پرسفوني كمتر از سن واقعي به نظر مي آيند و همه از شنيدن سن واقعيشان تعجب مي كنند. علاوه بر ظاهر، روحشان هم جوانتر از سني است كه هستند. معمولاً در سنين بالا مي خواهند به جواني برگردند، مدل مو و لباس جوانانه و حتي جراحي زيبايي، خلاصه هر كاري مي كنند تا جوانتر جلوه كنند. به شدت از پيري وحشت دارند و از آن گريزانند و حتي نمي توانند فكر كنند كه در پيري به چه صورت مي شوند. براي چنين زني خطر افسردگي هرگز دور از امكان نيست.

كهنسالي

بدترين حالت براي زن پرسفوني اين است كه همچنان در چنگال عميق افسردگي گرفتار باشد، خود را مغلوب حس كرده و دور از واقعيت در بعد عالم زيرين باقي بماند. ولي اگر زن پرسفوني در روند زندگي از مرحله دوشيزگي به ملكه اي تحول يافته باشد، از آنجا كه تجارب معنوي و عرفاني داشته، در سنين بالا به هيات ملوكانه زني عاقل در مي آيد كه از اسرار و رموز زندگي و مرگ آگاه است و از مرگ هراسي ندارد. اگر پيوند خود را با پرسفون جوان حفظ كرده باشد، بخشي از وجودش از نظر روحي تا ابد جوان مي ماند.