ديونيسوس (باكوس)

نماد: شادي، لذت و عشق

ويژگيهاي شخصيتي

·  ديونوسوس كهن الگويي است كه در آن تمايلات مردانه و زنانه هر دو وجود دارد.

·  مردان ديونوسوسي خصوصياتي دارند كه در ديگر مردان وجود ندارد و طرد شده است.

·  مردديونوسوسي دنبال سير و سلوك عرفاني است و بيش از اندازه جذاب و فريبنده است.

·  معاشقه و رسيدن به خلسه و رها كردن زندگي روزمره از ويژگيهاي وي است.

·  اين افراد روح بسيار حساسي دارند و كودك الهي دارند.

·  از ذهن و كارهاي مربوط به ذهن فراري هستند.

·  بدون چارچوب هستند، و هيچ حد و حدود و قانون و مقرراتي براي خودشان قائل نيستند .

·  دوست دارند كه آزاد و رها باشند. تعهد براي اين افراد بسيار دشوار است و حكم قفس را دارد.

·  لباس پوشيدن، مدل مو و آرايش صورت اين افراد خاص خاص خودشان است و خيلي جامعه پسند نيست.

·  اغلب به مواد مخدر روي مي آورند و انواع و اقسام آنها را امتحان مي كنند.

اسطوره ديونوسوس

ديونوسوس كه روميان او را بَکِس مي ناميدند، ستوده ترين نماد بود. گياه محبوبش انگور بود و تمامي طبيعت قلمرو اوست. در افسانه هاي يوناني، ديونوسوس پسر زئوس و زني به نام سميل بود.

كهن الگوي ديونوسوس

كهن الگوي ديونوسوس نكات بالقوه ي مثبت و منفي زيادي در خود دارد. وجود او پر است از احساسات متفاوت كه مي تواند در روان فرد و اجتماع تناقضهايي ايجاد كند. اين كهن الگو در مردان عارف و قاتل (هر دو) وجود دارد. در مردان و زناني يافت مي شود كه به دنبال لحظات شاد و هوسهاي ضد و نقيض هستند.

پرورش ديونوسوس

بسياري از مرداني كه از كهن الگوي ديونوسوس در وجودشان خبري نيست، از نظر هيجاني و احساسي كاملا خشك و بي روح هستند. از حس شادي و رضايت تهي هستند. كهن الگوي ديونوسوس به لحظه ي حال توجه مي كند، نه هدفي كه قرار است در آينده به آن برسد. شادي، هيجان، روابط صميمي و موسيقي مواردي است كه براي كهن الگوي ديونوسوس مهم به شمار مي آيد. مرد ديونوسوسي كاملا در لحظه زندگي مي كند و در لحظه از زندگي اش لذت مي برد.

والدين

اين كه پسر ديونوسوسي تصويري مثبت از خود دارد يا نه بيشتر به نوع رفتار و واكنش هاي پدر و مادرش بستگي دارد. در هر حال نبود تاييد و حمايت پدر و مادر اتفاقي است كه براي بيشتر پسران ديونوسوسي رخ مي دهد. او پسري است بازيگوش كه در لحظه زندگي مي كند و خيلي نگران آينده نيست. بسياري از پسران ديونوسوسي به مادرشان علاقه دارند و بيشتر به مادر شباهت دارند تا پدر. اگر فرزند ديونوسوسي انتظارات مادرش را برآورده نكند، با مادر نيز بيگانه خواهد ماند. اين اتفاق بيشتر زماني رخ مي دهد كه كهن الگوي آتنا، كهن الگوي غالب در مادرش باشد.

دوران كودكي

او در كودكي به شكل دخترها بزرگ شده است. پسر ديونوسوسي اغلب در كودكي لباسهاي دخترانه مي پوشد و ناخودآگاه به طرف كارهايي كشيده مي شود كه دخترها انجام مي دهند، و بازي هاي دخترانه برايش جذاب تر از بازي هاي پسرانه مثل تفنگ بازي و توپ بازي است. او دوست دارد زندگي اي غني از تجربيات حسي داشته باشد و از پنج حسش استفاده كند. به رنگ ها علاقه مند است و موسيقي را دوست دارد. بسيار خوشخواب و متوقع است و همه را در خدمت خود مي داند.

دوران بلوغ

دوره بلوغ معمولا دوره اي بحراني براي ديونوسوسي هاست. در اين دوران درگير نوسانات عاطفي زيادي مي شوند و همه چيز براي آنها تشديد مي شود. استفاده از مواد مخدر ريسك بزرگ اين دوره است. اگر پسر ديونوسوسي در خانواده و فرهنگي زندگي كند كه پيرو باورهايي خاص باشند، ممكن است حتي احساس گناه هم به مشكلات او افزوده شود.

دوران تحصيل

ديونوسوسي‌ها اصولاً اهل درس خواندن نيستند، به نمرات و درس و مدرسه اهميتي نمي دهند و دليلي براي درس خواندن و مدرك گرفتن ندارند. با اين حال در درك مفاهيم فلسفي بسيار قوي هستند. پسر ديونوسوسي به دنبال تجربه هاي همراه با بي بند و باري، مواد مخدر كه اغلب با تحصيل و شغل تداخل پيدا مي كنند، مي رود.

شغل و حرفه

مردان ديونوسوسي اهل كار كردن نيستند و فكر مي كنند هيچ كاري، لياقت اين را ندارد كه ايشان انجام دهند، فكر مي كنند هميشه بايد افرادي در جامعه وجود داشته باشند كه كار كنند و مقدمات و مسائل زيربنايي ايشان را آماده كنند تا ايشان زندگي راحت و بي دردسري داشته باشند و بتوانند در آرامش و امنيت زندگي كنند. دوست دارند كه هميشه در خانه باشند و از خانه بيرون نروند. كارهايي مثل استاد معنوي شدن و يا نواختن موسيقي براي دل خود، از نظر آنان مناسب است. مردان ديونوسوسي را مي توان در ميان ستارگان موسيقي و بازيگران سينما كه اعتياد به الكل مواد مخدر دارند، يافت.

·  بي علاقه به تحصيل و رقابت.

·  اهل كارهاي تيمي نيست.

·  بي علاقه به شهرت و قدرت.

·  بسياري از آنها بيكارند.

·  شغل هنرپيشه يا خواننده.

رابطه با مردان

مرد ديونوسوسي معمولا علاقه اي به ارتباط با همجنسان خودش ندارد، چون هيچ احساس مشتركي با آنها ندارد. او با دوستان مردش همراه نيست. او بيشتر دوست دارد شخصي عمل كند تا اين كه عضوي از يك گروه يا تيم باشد و چندان هم اهل رقابت نيست. مردان ديونوسوسي مي توانند با مردان هرمسي رابطه اي صميمي برقرار كنند و هم چنين رابطه ي آنها با مردان هفائستوسي هم خوب است. مردان آپولويي هم كه نقطه ي مقابل ديونوسوسي ها هستند، به سوي آنها كشيده مي شوند.

رابطه با زنان

حالتهاي كودكانه او باعث مي شود زنان زيادي تمايل داشته باشند مراقب از او را به عهده بگيرند. حساس بودن و لذت بردن از زيبايي، زنهاي زيادي را به سمت او جذب مي كند. طبيعت مردان ديونوسوسي به طبيعت زنان بسيار نزديك است به طوري كه زن ها احساس نمي كنند كه با يك مرد ارتباط دارند. براي برقراري ارتباط، زنان را ترجيح مي دهند، چون حرف آنها را بسيار بهتر مي فهمند و احساس نزديكي زيادي به ايشان مي كنند و مي توانند با آنها هر طور كه مي خواهند و بدون هيچ ملاحظه اي رفتار كنند و بالا و پايين هاي احساسي شان را با ايشان زندگي كنند.

ازدواج

مرد ديونوسوسي زني را براي ازدواج مي خواهد كه بتواند نيازهاي او را، هر آنچه كه باشد، برطرف نمايد و در قبال اين رفع نيازها از او توقعي نداشته باشد و مزاحم فضاهاي شخصي و خصوصيش نشود. توقع دارد همسرش در نقش مادر برايش ظاهر شود و سرويس و خدمات نه صرفا همسرانه، بلكه مادرانه به او بدهد.

فرزندان

مرد ديونوسوسي به خودي خود آن قدر كودك است كه نمي تواند خيلي به فرزندانش بپردازد. به قدري خودش سرويس مي گيرد كه جايي براي سرويس گرفتن فرزندش باقي نمي ماند. او گاهي شاد و هيجان زده است و گاهي افسرده و نااميد. او به هر چه در لحظه حاضر ميگويد اعتقاد دارد، ولي نمي توان بعدا براي انجام آن به او اتكا كرد. بي ثبات و غيرقابل اتكا است. پدري اين چنين موجب مي شود كودكان كاملا بي ثبات و بي اعتماد بار بيايند.

ميانسالي

سالهاي مياني در زندگي مرد ديونوسوسي مي تواند سالهايي بحراني باشد. او ممكن است در اين سالها درگير اعتياد به الكل و مواد مخدر و ورشكستگي كاري باشد. با تلاش و حركت به سوي كارهايي با معنا و ايجاد تعهد در روابط، مرد ديونوسوسي مي تواند به عمق و پختگي اش بيفزايد و شادي و لحظاتي خلاق را به زندگي روزمره بياورد.

كهنسالي

نوع گذر مرد ديونوسوسي از بحران هاي ميانسالي سه الگو براي سال هاي پاياني زندگيش شكل مي دهد. الگوي رايج اول عبارت است از ادامه ي همان مشكلات ميانسالي يعني اعتياد به الكل مشكلات كاري و روابط. الگوي بعدي تركيبي است از ويژگيهاي ديونوسوسي و ثروت به ارث رسيده كه باعث مي شود مرد ديونوسوسي در سال هاي پاياني زندگي همان حالتهاي دوران جواني را داشته باشد. الگوي سوم كه به ندرت اتفاق مي افتد، پختگي و بلوغ حالتهاي ديونوسوسي در اوست كه باعث مي شود كاملا در لحظه زندگي كند و همزمان احساساتي غني داشته باشد.