1404/10/15 6:41 PM - 19 ساعت قبل
«نگار نجیبی» کوچ انیاگرام و فردی با تیپ 3 اعتراف می کند که «من آدم فوق العاده حساسی هستم که این ویژگی کلافه کننده و ناخوشایند است.» او با خنده ادامه می دهد «مثلا وسط یک موقعیت احساسی به خودم نهیب می زنم که الان نمی تونم گریه کنم، ممکنه آرایشم رو خراب کنه!»
افراد با تیپ 3 انیاگرام در این سیستم شخصیت شناسی با عنوان موفقیت طلب شناخته می شوند. با توجه به اینکه کانون توجه آن ها به موفقیت است، جای شگفتی دارد زمانی که بدانید این تیپ شخصیتی بخشی از مثلث قلب است. شخصیت های متعلق به این مرکز هوش، جهان را از طریق انرژی احساسات تجربه می کنند.
با آنکه دو تیپ شخصیتی دیگر در این گروه، تیپ 2 اینیاگرام (بخشنده) و تیپ 4 انیاگرام (فردگرا) بابت قدرت همدلی بالای خود شناخته می شوند، حساسیت تیپ 3 به دنیای احساسات آشکار نیست و به چشم نمی آید.
سارا که یک تیپ 3 با غریزه حفظ بقا (غرایز سه گانه در انیاگران عبارتند از جنسی، اجتماعی و حفظ بقا) است می گوید «من همیشه نگاهی کاملا منطقی و واقع بینانه به مسائل داشته ام. حتی گاهی سایرین به من می گویند که کمی باید بیشتر احساساتم را نشان دهم.»
بهزاد یکی دیگر از افراد با تیپ 3 حرف او را تایید می کند «من هم خودم را آدمی تحلیلگر، بی طرف و کاملا منطقی می دانم.»
اما پشت ظاهر آرام، اتوکشیده و شیک این شخصیت ها چه می گذرد؟ واقعیت این است که غوغایی برپا است.
بهزاد با خنده می گوید «با آنکه در برخورد با مسائل کلان و مهم خیلی آرام هستم، اما وقتی پا به دنیای واقعی می گذارم، برای مثال سروکله زدن با یک فروشنده یا گیر کردن در ترافیک، خیلی اوقات قاطی می کنم و از کوره در می روم.»
پس آیا این شخصیت ها احساسات خود را مخفی می کنند؟ سرکوب می کنند؟ احساسات خالص زیادی ندارند؟ یا ماجرا چیز دیگری است؟ برای پاسخ به این سوالات همراهمان بمانید تا به دنیای احساسات افراد با تیپ 3 اینیاگرام سفر کنیم. قبل از شروع اگر هنوز از تیپ شخصیتی خود مطلع نیستید، می توانید در تست انیاگرام تست و تایپ شرکت کرده و گزارش کامل آن را نیز دریافت کنید.
بیشتر افکار افراد با تیپ 3 اینیاگرام حول دستاوردهای ملموس و تصویری است که دیگران از آن ها در ذهن دارند. زمانی که سطح آگاهی این شخصیت ها پایین است، هویت خود را با تصویر بیرونیشان یکی می دانند. آن ها زمان زیادی را صرف تلاش برای خوب به نظر رسیدن پیش چشم دیگران می کنند و در به نمایش گذاشتن تصویری از موفقیت، گاهی زیاده روی می کنند.
اما با آنکه معمولا دیگران چیزی که از این افراد می بینند یک چهره شاد و ظاهر بی عیب است، آن ها واقعا احساسات عمیقی دارند. این شخصیت ها مانند دیگران زمانی که یک رابطه به پایان می رسد رنچ می برند، زمانی که یکی از عزیزانشان می میرد احساس غم می کنند و زمانی که شغلشان را از دست می دهند، سوزش طرد شدن را با تمام وجود حس می کنند.
اما با آنکه بعضی از تیپ های اینیاگرام در لحظات بحرانی ممکن است از هم فرو بپاشند، این تیپ ها می توانند احساسات خود را در حاشیه قرار دهند تا به جلو حرکت کرده و عملکرد و کارایی خود را حفظ کنند. اینطور نیست که آن ها چیزی را احساس نمی کنند، بلکه هنرشان گذاشتن احساسات در یک جعبه و بستن در آن است.
سارا، یک تیپ 3 با غریزه حفظ بقا می گوید «من احساساتم را کاملا حس می کنم. می تونم به آن ها توجه کرده و برایشان نامی انتخاب کنم. اما خیلی هم راحت می تونم احساساتم را کنار بگذارم. می تونم آن ها را در یک جعبه بگذارم، روی آن برچسب بزنم، مهر و مومش کنم و هر زمان که نیاز داشتم به آن برگردم. برایم مهم نیست که این کار رو می تونم انجام بدم. احساس می کنم یک ابرقدرت است!»
این توانایی در فاصله گرفتن از احساسات به این شخصیت ها اجازه می دهد تا استرس، ناامیدی و درد را با کارآمدی شگفت انگیزی مدیریت کنند. البته منظورمان این نیست که این شخصیت ها می توانند با یک بشکن زدن احساسات منفی خود را حذف کنند، بلکه تسلط و اختیار عمل بیشتری روی احساسات تاریکتر خود دارند.
نگار توضیح می دهد « برای اینکه یک غم سنگین را کاملا حس و هضم کنم، به فضا و زمان نیاز دارم. من نمی خوام به علت گریه کردن در محیط کار قیافه ام به هم بریزد و ناخوشایند به نظر برسم. از طرفی چون سیم کشی مغز من برای موفقیت تنظیم شده و همیشه اولویت به بازدهی است، از نظر من خود مدیریت احساساتم کاری مفید است.»
اما داشتن هر ابرقدرتی، بهایی هم دارد. وقتی که احساسات بیش از اندازه یا خیلی سریع به حاشیه رانده می شوند، افراد با تیپ 3 ممکن است ناخواسته فرصت تجربه عمیق عواطف را از خود گرفته و احساسات را نادیده بگیرند.
آن ها با این کار، بینش، التیام و حتی ارتباط عمیق تر انسانی را که ناشی از آسیب پذیر بودن و پذیرفتن لحظات ناخوشایند زندگی است، از خود دریغ می کنند. این شخصیت ها با کنترل افراطی دنیای درون خود ممکن است به جای اینکه زندگی را کاملا تجربه کنند، فقط از سطح آن عبور کنند. بدون اینکه عمق آن را لمس کرده باشند.
نگار اعتراف می کند «من باید خیلی مراقب باشم تا از پیامی که احساساتم سعی می کنند به من برسانند، غافل نشوم.»
برای شناخت بیشتر تیپ خود مقاله زیر را بخوانید:
داستان افراد با تیپ 3 فراتر از بسته بندی ساده احساسات است، بسیاری از آن ها در مقایسه با دیگر تیپ ها خیلی سریع تر به حالت عادی بر می گردند یا از زخم های عاطفی فاصله می گیرند.
در حالیکه سایر تیپ های شخصیتی ممکن است تا مدت ها در احساسات خود گیر کنند، آن ها را بارها مرور و تحلیل کنند و دچار بیش اندیشی شوند، تیپ 3 اغلب تغییر فاز می دهد، وارد میدان عمل می شود و رو به جلو حرکت می کند. برای این شخصیت های پرانرژی سیستم انیاگرام، فعال بودن و عمل کردن راهکای برای شفا یافتن و تنظیم احساسات است.
سارا اعتراف می کند «شنبه پرباری که در آن بتوانم 25 تا کاری که باید انجام دهم از لیستم خط بزنم و با سرعت خودم پیش بروم؟» واقعا آرامش بخش است.»
این شخصیت ها خیلی سریع دست به کار می شوند تا از این طریق از تندی و شدت احساسات بکاهند. نگار می گوید «من باید برای احساساتم یک شغل پیدا کنم.»
تمرکز کردن بر کاری که می توان انجام داد، ممکن است بخشی از فرایند التیام و بهبود باشد. اما سوالی اصلی این است که گرچه فعالیت شدید ممکن است یک عامل حواس پرتی موثر باشد، آیا در درازمدت راهکار درستی است؟ یا اینکه به جای اینکه مرهم باشد، تبدیل به یک سپر دفاعی برای فرار از درد می شود؟
نگار در این رابطه می گوید «همه چیز به این بستگی دارد که من اراده انتخاب رفتارم را دارم یا نه. اگر با آگاهی و نیت قبلی کار یا فعالیتی را انجام دهم، مفید است. اما اگر ناخودآگاه باشد، تبدیل به نوعی فرار و اجتناب می شود.»
من این الگو را در مادر دوستم که یک تیپ 3 با غریزه اجتماعی است، به وضوح دیدم. وقتی همسرش بعد از 20 سال زندگی مشترک فوت کرد، او فورا وارد فاز بیش فعالی شد، از ثبت نام در کلاس های ورزش و باشگاه کتاب خوانی گرفته تا پیوستن به گروه های هنری و هر چیزی که فکر کنید.
دوستم نگران بود که مبادا این رفتار واکنش ناسالمی به مرگ پدرش باشد، اما من و دوستانش او را نصیحت کردیم که اجازه دهد مادرش به شیوه خودش سوگواری کند. در نهایت مادرش با درد خود روبرو شد و در یک گروه حمایتی سوگواران عضو شد تا یاد بگیرد چطور با نبود همسرش کنار آید. اما او یک تیپ 3 است و عملگرایی در خون و رگ هایش جریان دارد و الان خودش مدیریت گروه سوگواری را برعهده گرفته است.
برای اینکه بهترین نسخه واقعی خود باشید، مقاله زیر را بخوانید:
بهزاد می گوید «من با کوچکترین تلنگری گریه می کنم. همین تازگی سریال «مادر» را دیدم و احتمالا بیشتر آن را در حال گریه کردن بودم.»
این احساسات اغلب بسته به محیطی که در آن دارند، احساسات خود را ابراز می کنند. اگر باور داشته باشند ابراز احساساتشان پذیرفته یا حتی مفید است، به راحتی می توانند این کار را انجام دهند. اما این شخصیت ها بیشتر اوقات از یک راهکار دیگر استفاده می کنند: تخلیه تدریجی.
نگار توضیح می دهد «دنیای احساسات من شبیه یک بطری نوشابه گازدار 1.5 لیتری است که شدید تکان داده شده است. اگر سر آن را باز کنم، ممکن است منفجر شود و همه جا را کثیف کند. بنابراین به جای آن، گازش را کم کم و با احتیاط خالی می کنم.»
نگار این تخلیه تدریجی را با تماشای ویدیوهای احساسی در تیک تاک یا یوتیوب انجام می دهد. ویدیوهایی مانند لحظه بازگشت سربازها به آغوش خانواده، خواسگاری های غافلگیرکننده یا اعلام خبر بارداری. این لحظات فضایی امن و کنترل شده در اختیار او قرار می دهند تا بدون اینکه به انگیزه پیشرفت یا تسلط او بر خود لطمه ای وارد شود، احساسات خود را بیرون بریزد.
یک گروه دیگر از این شخصیت ها به همین شدت احساسی اند، اما همه چیز را درون خود می ریزند. سارا می گوید «من احساساتم را بروز نمی دهم، اما درونم عمیقا احساسشان می کنم. فقط مشکل اینجا است که همیشه نمی دانم با این احساسات چه کار کنم.»
وقت گذاشتن برای نوشتن و اندیشیدن، به این شخصیت ها کمک می کند آگاهانه با احساسات خود ارتباط برقرار کنند. نگاه کردن به دنیای درون برای تیپ شخصیتی که تمرکز او بر شاخص های بیرونی موفقیت است، اثری شگفت انگیز دارد. نگار می گوید «واقعا دوست دارم همه چیز را روی کاغذ بریزم. چون دیگر مجبور نیستم بار آن ها را درونم حمل کنم.»
کم کردن سرعت و انجام دادن کارهای کمتر، بخشی از مسیر رشد این افراد است که اجازه می دهد دنیای احساساتشان نمایان شود. سارا می گوید «برایم مهم است که بعضی اوقات برنامه ام کاملا پر نباشد. در همین زمان های خالی است که احساساتم مثل حباب بالا می آیند و می جوشند.» نگار هم موافق است «حداقل سالی یک مرتبه به یک سفر تنهایی و آرامش بخش می روم تا واقعا با خودم خلوت کنم. این دقیقا کاری است که الان به زنان دیگر آموزش می دهم: کمک به آن ها که فضایی برای ارتباط با خودشان ایجاد کنند.»
چون افراد با تیپ 3 معمولا فقط با چند احساس پایه و اصلی همذات پنداری می کنند، استفاده از چرخ احساسات کمک می کند تا دایره واژگان احساسی خود را گسترش دهند. آن ها با نام گذاری روی طیف های ظریف احساسی می توانند آنچه را که درونشان واقعا می گذرد، بشناسند و هضم کنند. از نظر بسیاری از این شخصیت ها، ابزار چرخ احساسات برای افزایش آگاهی احساسیشان بسیار ارزشمند است.
وصل شدن به بدن دروازه قدرتمند دیگری برای ورود به دنیای احساسات است. تمرین های تنفسی و حرکت آگاهانه بدن به پوشاندن شکاف بین انجام دادن و احساس کردن، کمک می کند.
بهزاد که پس از کشف تاثیر حرکت، تنفس و مانترا بر صداقت عاطفی خود، حالا خودش مربی یوگای کندالینی شده است می گوید «این تمرین ها بخش اساسی ارتباط من با احساساتم بوده اند.»
برای تصمیم گیری بهتر درباره آینده شغلی خود مقاله زیر را نگاهی بیاندازید:
بخش بزرگی از سفر رشد افراد با تیپ 3 اینیاگرام کاستن سرعت است تا به سکون برسند و با اصالت در زندگی ظاهر شوند. این شخصیت ها ظرفیت بالایی برای احساس کردن دارند، اما این ظرفیت زمانی پدیدار می شود که دست از تمرکز وسواس گونه بر دستاورد و تصویر بیرونی بردارند.
بهزاد می گوید «تفاوت حال من زمانی که صادق و شفاف هستم با زمانی که نگرانم دیگران چه فکری درباره من می کنند، تفاوت روز و شب است.»
از طرفی آن راز پنهانی که این شخصیت ها دوست ندارند بدانند این است که ما زمانی آن ها را بیشتر از هر زمان دوست داریم که خود واقعیشان باشند. برای تیپ شخصیتی که انگیزه بالایی برای بهترین بودن دارد، بزرگترین درس زندگی این است که بداند یک تیپ 3 اصیل، بهترین تیپ 3 است.