1404/12/03 10:30 PM - 2 ساعت قبل
به عنوان مدیر، طبیعی است که تمرکز خود را بر اهداف مربوط به عملکرد افراد و موعد تحویل پروژه ها بگذارید. اما شما اطلاعات زیادی می توانید درباره تیم خود به دست آورید که کمک می کنند رهبر بهتری باشید. هر کارمند تیپ شخصیتی منحصر به فرد خود را دارد و تمام آن ها به شیوه های متفاوتی می اندیشند، ارتباط برقرار کرده و مشکلات را حل می کنند.
در چنین محیطی اتخاذ رویکرد مدیریتی یکسان برای همه موثر نیست، اما با تغییر رویکرد خود طبق شخصیت های مختلف، می توانید تیم خود را متعهدتر و قدرتمندتر کنید.
انجام این تغییر مانند یک چالش خسته کننده به نظر می رسد، اما در این مقاله 10 حقیقت درباره شخصیت افراد را می گوییم که با توجه به آن ها می توانید تیم خود را متحول کنید. پس همراهمان بمانید. قبل از شروع می توانید از اعضای تیم خود بخواهید در تست ام بی تی آی تست و تایپ شرکت کرده و گزارش کامل آن را نیز دریافت کنند.
به این فکر کنید که چه کسی بیشتر از همه در جلسات حرف می زند و ظاهرا همیشه حرفی برای گفتن دارد. اگر کارمند شما با خوشحالی در گفتگوها شرکت می کند و ایده های متعدد را پشت سرهم و بدون وقفه لیست می کند، احتمالا یک برونگرا است.
برونگرایان تمایل دارند افکار خود را با صدای بلند پردازش کنند. آن ها دوست دارند از همکاران خود به عنوان سنگ محک (برای سنجش ایده ها) استفاده کنند و انرژی و سرزندگی خاصی به محیط کار می آورند.
در مقابل، درونگرایان قبل از اینکه حرف بزنند کمی بیشتر فکر می کنند. این کارمندان پیش از پاسخ دادن به یک سوال کمی مکث خواهند کرد و ممکن است تا انتهای جلسه برای برای بیان نظرات خود صبر کنند. این تاخیر نشانه مشارکت نداشتن نیست. بلکه این تیپ های شخصیتی ترجیح می دهند پس از پردازش درونی افکار خود، سنجیده ترین پاسخ را ارائه دهند.
شما می توانید با ارائه چند روش پاسخ گویی متفاوت در جلسات، برای هر دو گروه فضایی ایجاد کنید. برگزاری جلسات طوفان فکری پرانرژی و مشارکتی برای برونگراها عالی عمل می کند، درحالیکه پاسخ های کتبی یا پیگیری های بعد از جلسه برای درونگراها مناسب تر است. برای مثال، به درونگراها جمله ای مانند «فکرهات رو بکن و بعد به من خبر بده» بگویید تا به آن ها فرصتی برای اندیشیدن بدهید.
هرکدام از اعضای تیم شما حسی یا شهودی است. شخصیت های حسی رویکرد سنتی و مرحله به مرحله را در انجام وظایف کاری خود ترجیح می دهند. این تیپ ها بیشتر از همه زمانی احساس راحتی می کنند که روشی جاافتاده و تثبیت شده را درک و دنبال کنند، بدون اینکه با ابهامات زیادی سروکار داشته باشند.
اگر کارمند شما شهودی باشد، با سوال های مختلف سراغ یک پروژه می رود. این تیپ ها می خواهند بفهمند چرا باید روی این وظیفه وقت بگذارند و کمتر به مراحلی که برای انجام آن طی می شود، اهمیت می دهند. این تیپ ها زمانی بهترین عملکرد خود را دارند که چشم انداز روشنی از اهداف نهایی داشته باشند.
کارهایی را برای تیپ های حسی مشخص کنید که چک لیست و روال مشخصی داشته باشند. آن ها ممکن است عملکرد بهتری در مدیریت جزئیات یک پروژه داشته باشند. در همین حال سعی کنید کارهای خلاقانه تر را به تیپ های شهودی تیم خود واگذار کنید که نیاز به حل مسئله فراتر از چارچوب نیاز دارند. حداقل کاری که می توانید کنید این است که تصویری از وضعیت نهایی و اینکه این پروژه چطور در راستای اهداف شرکت است، ترسیم کنید تا آن ها ارزش کاری را که انجام می دهند، متوجه شوند.
تیپ های شخصیتی قضاوتی بهترین عملکرد را زمانی دارند که لیست کارهای روزانه مشخص باشد، نظم برقرار، موعد تحویل پروژها قطعی و ساختاری وجود داشته باشد. این کارمندان جدول های رنگ بندی شده، خودکارهای مرتب و میز کارهای منظمی دارند.
زمانی که موعد تحویل پروژه را برای این تیپ ها مشخص می کنید، با شور اشتیاق سراغ پروژه می روند و آن را سر وقت تحویل می دهند. در مقابل، تیپ های قضاوتی با تغییرات لحظه آخری و وظایفی که زمان بندی مشخصی نداشته باشند، مشکل دارند.
کارمندان ادراکی خودانگیختگی و انعطاف پذیری را در کار خود ترجیح می دهند، بنابراین برایشان مهم نیست زمانی که از آن ها می خواهید از یک کار به کار دیگر بروند. گرچه، با آنکه این تیپ ها می توانند کارها را سر موعد تحویل بدهند، اگر کارشان تکراری و خسته کننده باشد، ممکن است اهمال کاری کنند. بهترین حالت برایشان این است که چندین پروژه با تنوع زیاد در دست داشته باشند.
کارهایی که موعد تحول آن ها مشخص است، به تیپ های قضاوتی واگذار کنید. آن ها از یک برنامه منظم استقبال می کنند و دوست دارند قبل از شروع پروژه بعدی، یکی قبلی را تمام کنند. کار کردن با انعطاف پذیری بیشتر یا جزئیات کلی تر، تیپ های ادارکی شما را راضی نگه می دارد. همچنین می توانید به تیپ های ادراکی اجازه دهید به روش های مختلف پروژه را پیش ببرند یا تغییرات لحظه آخری را که نیاز به توجه فوری دارند، به آن ها بسپارید.
اگر کارمندانی دارید که ظاهرا بر اساس اصول اخلاقی خود یا رعایت حال دیگران تصمیم می گیرند، جزو تیپ های احساسی هستند. این کارمندان زمان تصمیم گیری به روابط و تعامل های بین اعضای تیم توجه می کنند، نه فقط نتیجه نهایی. آن ها ممکن است هر زمان که دیگران استرس داشته باشند یا در حال مشاجره هستند، برای انجام کارهای خود با مشکل روبرو شوند و بهترین عملکردشان زمانی است که آرامش و صلح در محیط کار برقرار باشد.
ممکن است متوجه شوید که تیپ های احساسی حال دیگران را می پرسند یا اینکه چطور می توانند زمانی که فردی ظاهرا استرس دارد، به او کمک کنند. این شخصیت ها همچنین ممکن است برای کم کردن تنش و بهبود حال و هوای کلی فضای کار، تلاش کنند. تیپ های احساسی از رویکرد مدیریتی سخت گیرانه و تحکم آمیز نفرت دارند و وقتی همه (از جمله مدیرشان) رفتار دوستانه و حمایتگر داشته باشد، عملکرد بهتری دارند.
خیلی سخت است همیشه همه چیز بدون مشکل و آرام باشد، اما می توانید با رسیدگی ملایم و سریع به مشکلات به محض اینکه بروز پیدا می کنند، تیپ های احساسی را راضی نگه دارید. اگر چنین تیپی به دلیل مناسب نبودن روحیه افراد محیط کار دچار مشکل شود، او را به حرف زدن دعوت کنید و بپرسید به چه چیزی نیاز دارد. مهم تر از هر چیزی، تیپ های احساسی می خواهند احساس کنند مورد حمایت قرار دارند.
ممکن است نیازی به توضیح نداشته باشد، اما خیلی راحت می توان نادیده گرفت که دیگران به صورت مشابه رفتار می کنند، اما چیزهای کاملا متفاوتی به آن ها انگیزه می دهد. برای مثال، هر دو تیپ ISTJ و تیپ ENFJ، حس وظیفه شناسی دارند و ممکن است جزو سخت کوش ترین کارمندان قرار گیرند. اما حس درست بودن و مسئولیت پذیری به ISTJها انگیزه می دهد، در حالیکه ENFJها به واسطه خدمت کردن به دیگران انگیزه می گیرند. اینطور فرض نکنید آنچه به شما انگیزه می دهد، به تمام اعضای تیم انگیزه خواهد داد.
به سرنخ هایی که کارمندانتان به شما می دهند دقت کنید و یک رویکرد یکسان برای همه را در اولویت نگذارید. سعی کنید جلسه ای برگزار کنید که در آن از هرکدام از اعضای تیم بپرسید چه چیزی بیشتر از همه به آن ها انگیزه می دهد و سپس طبق آن عمل کنید.
صندوق های پیشنهاد انگیزه که شخصی سازی شده باشند نیز راهی جذاب و آسان برای درگیر کردن کارمندان در این زمینه است. بدون تردید می توانید از تمام اعضای تیم نیز بخواهید در تست شخصیت شناسی شرکت کنند و اگر مشکلی ندارند، نتایج را با سایرین در میان بگذارند. وقتی همه اعضای تیم ببینند چه چیزی نه تنها به خودشان، بلکه به همکاران و رئیسشان انگیزه می دهد، نتیجه شگفت انگیز و جالب خواهد بود.
کارمندان با ترجیحات قضاوتی و تفکری، یعنی تیپ INTJ، تیپ شخصیتی ENTJ، ISTJ و تیپ ESTJ، تصمیم های خود را بر پایه منطق و حقایق واضح و قطعی می گیرند و حرف خود را رک به شما می گویند و تصمیم می گیرند.
این تیپ ها دنبال حقیقت عینی می گردند و برای صداقت ارزش قائل می شوند. برای آن ها سخت نیست افکار دقیق خود را درباره مشکلی در محیط کار بگویند و منظور بدی هم ندارند، حتی اگر بی پرده صحبت کنند. بنابراین اگر به اطلاعاتی درباره سیاست های اداری یا روحیه تیم نیاز دارید، این تیپ ها واقعیت را لاپوشانی نخواهند کرد.
هنگام بحث با این تیپ ها رک و صادق باشید، زیرا اصلا حوصله حاشیه رفتن ندارند. این کارمندان بازخورد ارزشمند و بی پرده خود درباره سبک مدیریتتان و سایر مسائل جاری در محیط کار را به شما می دهند. دقت کنید در زمان هایی که ممکن است تیپ های تفکری ناخواسته باعث دلخوری تیپ های احساسی شوند، اختلاف بین آن ها را مدیریت کنید. چون سبک ارتباطی آن ها بسیار متفاوت است.
تیپ شخصیتی تاثیر قابل توجهی بر این دارد که هر فرد چطور به انتقاد سازنده و بازخورد واکنش نشان می دهد. در حقیقت ممکن است متوجه دودستگی در اداره شوید.
چون تیپ تفکری رویکرد رک و بی پرده را می پسندد و اگر بازخورد شما منطقی و بر اساس شواهد باشد به آن اعتماد خواهد کرد (آن ها واکنش چندان خوبی به انتقادی که بر اساس کمبود شواهد باشد نشان نمی دهند و آن را حمله شخصی تلقی می کنند).
در طرف دیگر، تیپ احساسی زمانی که انتقاد سازنده خود را به شکلی مهربانانه و همراه با تشویق ارائه دهید، از آن به مراتب بیشتر استقبال خواهد کرد. یعنی بر کارهای درست آن ها تاکید کنید و اینکه چطور می توانند پیشرفت کنند و بهتر شوند.
قبل از اینکه از کارمند خود انتقاد کنید، تیپ شخصیتی او را مد نظر داشته باشید، چون مطمئن خواهید بود که پیام شما را بدون بر هم زدن آرامش دریافت خواهد کرد. کارمندان احساسی در مقایسه با سایر تیپ ها، بازخورد را بیشتر به دل می گیرند.
گاهی به قدری درگیر مدیریت تیم خود می شوید که متوجه تیپ شخصیتی خود نیستید. ممکن است سعی کنید سبک مدیریتی خود را طبق یک چارچوب مشخص پیش ببرید، اما ویژگی های شخصیتی شما بر نحوه مدیریت شما بیشتر از هر کسی که سعی دارید از او تقلید کنید، اثر می گذارند.
دانستن اینکه یک درونگرا هستید که با اقتدار آرام رهبری می کند یا برونگرایی که تاکید زیادی بر جلسات و طوفان فکری دارد، نقطه شروع است. سپس در نظر بگیرید تیپ قضاوتی عاشق نظم هستید یا ادراکی منعطف؟ آیا برای پردازش اطلاعات به حقایق، داده ها و محیط خود (مانند تیپ حسی) اعتماد کرده یا از احساسات درونی و الگوها (مانند تیپ شهودی) استفاده می کنید؟
آیا تیپ تفکری عاشق منطق هستید یا تیپ احساسی مردم محور؟ تیپ شما هرچی باشد، با آگاهی از ترجیحات خود می توانید بفهمید سبک مدیریت شما از چه نظر برای تیمتان نتیجه بخش است و چه تغییراتی باید در آن متناسب با ترجیحات شخصیتی دیگر انجام دهید تا محیط کار هماهنگی به وجود آورید.
نقطه شروع خودشناسی شرکت در یک آزمون شخصیت شناسی و سپس توجه به این است که به صورت ذاتی چه تصمیم های مدیریتی می گیرید و کدام تصمیم ها برایتان چالش برانگیز هستند. تصمیم های ساده اغلب نقاط قوت شما را نشان می دهند، در حالیکه تصمیم های سخت تر به چیزهایی اشاره می کنند که ممکن است به خاطر تیمتان، خود را با آن ها سازگار کنید.
این اصلا حقیقت ندارد که افراد با تیپ شخصیتی ENTJ رهبران بهتری خواهند بود یا تیپ INFJ همیشه بابصیرت ترین افراد هستند. چون هر تیپ شخصیتی ویژگی های ارزشمندی به میحط کار می آورد و در نقش های بسیار متنوعی می درخشد. بدون تردید افراد دارای بعضی از ویژگی ها ممکن است به شغل خاصی گرایش داشته باشند، اما به این معنا نیست که همه در این قالب می گنجند.
به عنوان مدیر برای همه بهتر است که درک کنید تیپ شخصیتی بیشتر مربوط به سبک کاری فرد است تا عملکرد شغلی او. هیچ ویژگی مشخص نمی کند یک کارمند چقدر متعهد و موفق خواهد بود، بلکه فقط نشان می دهد او ترجیح می دهد چطور کار کند.
از این فرضیه پردازی ها خودداری کنید که فردی بیش از حد کند، بیش حد از سریع، بیش از حد تحلیل گر، بیش از حد جنجال پرداز، بیش از حد ساکت، بیش از حد جسور یا بیش از حد هر چیز دیگر است. تا زمانی که افراد نتایجی را که از آن ها انتظار دارید تحویل می دهند، آیا مهم است چطور این کار را انجام می دهند؟
با این حال شما می توانید از سبک کاری ذاتی هر فرد با اختصاص دادن پروژه ها بر اساس ترجیحات ذاتی اش، از او حمایت کنید. برای مثال، می توانید پروژه ای فوری را به فردی بدهید که تحت فشار شکوفا می شود و وظایف تحقیقاتی و عملیاتی خود را برای فردی نگه دارید که ترجیح می دهد پشت صحنه کار کند. پیروی از این رویکرد ممکن است بهره وری و همچنین روحیه تیم را بهتر کند.
همانطور که افراد سبک های کاری متفاوتی دارند، به شیوه منحصر به فردی برای پاداش و به رسمیت شناخته شدن ارزش قائل می شوند.
بعضی تیپ های شخصیتی (مانند ENTJ، تیپ ENFP، تیپ ESTP و تیپ شخصیتی ESFJ) از لحظاتی که مدیریت بابت کار خوبشان آن ها را پیش سایرین تشویق می کند، لذت می برند. چون این تیپ ها دوست دارند در بین عموم ستایش شوند. تیپ های درونگراتر ممکن است از اینکه در کانون توجه قرار بگیرند معذب شوند و قدردانی بی سروصدا یا یادداشتی دست نویس را به نمایش های عمومی ترجیح می دهند.
قدردانی همچنین می تواند چارچوب مشخصی داشته باشد. برای مثال، تیپ های احساسی زمانی که تاثیر فردی آن ها بر تیم را برجسته می کنید لذت می برند، در حالیکه تیپ های تفکری دوست دارند از نتیجه کارشان به آن ها بگویید. زمانی که بهترین راه برای شخصی سازی تحسین کارمندان خود پیدا کنید، احساس می کنند که به عنوان یک انسان دیده می شوند و ارزشمند هستند، به جای اینکه فقط فردی دیگر در لیست حقوق بگیران باشند.
چرا از اعضای تیم خود نمی پرسید چطور دوست دارند مورد قدردانی قرار گیرند؟ اگر تشویق به صورت گروهی انجام می شود، روش خود را تغییر دهید تا مطمئن شوید همه به شیوه خود احساس ارزشمندی می کنند. از طرفی قدرت یک تشکر صادقانه را که متناسب با مشارکت های منحصر به فرد هر شخص است، فراموش نکنید. همه افراد با هر تیپی می خواهند به خاطر آنچه به تیم اضافه می کنند، دیده شوند و مورد قدردانی قرار گیرند.