1404/12/10 12:15 AM - 2 ساعت قبل
افراد با هر تیپ شخصیتی، در محیط کار نقاط ضعف و قوتی دارند که بر موفقیت شغلی آن ها اثر می گذارد. این نقاط ضعف و قوت شامل مهارت ها، توانمندی ها یا دانش شغلی می شوند تا الگوهای رفتاری که ریشه در ویژگی های شخصیتی دارند.
نمونه های بارز آن درونگرایی است که ارتباطات محدودی دارد یا برونگرایی که در ارتباطات خود زیاده روی می کند. افراد بسیار کمی به درستی ضعف های خود در محیط کار را تشخیص می دهند که باعث می شود استفاده از ابزارهای کمکی مانند تست شخصیت شناسی برای رشد و توسعه شغلی بسیار مفید باشد.
همه می توانند و باید تا حدی از توسعه شغلی استقبال کنند، به خصوص زمانی که پای شخصیتشان در میان باشد. به هرحال، شخصیت شما در واقع خود شما هستید، عنصری از وجودتان که حتی از مهارت ها، دانش یا تجربه هایتان هم شخصی تر است.
شما می توانید کنترل زیادی روی این داشته باشید که چطور بهترین نسخه خود در محیط کار باشید، گرچه این کار نیازمند خودآگاهی، یادگیری و تمرین است. حتی اگر نقطه ضعف جدی در محیط کار ندارید، پخته تر کردن رفتار و تعامل هایتان تاثیر فوق العاده ای بر پیشرفت شغلی شما می گذارد، آن هم به روش هایی نامحسوس اما شگفت انگیز. در این مقاله چندین نمونه از این روش ها را بررسی می کنیم. همراهمان بمانید.
در ادامه می گوییم چرا ضروری است به نقاط ضعف خود در محیط کار رسیدگی کرده و آن ها را برطرف کنید.
رفع نقاط ضعف شخصیتی، به شکل بارزی شانس شما برای پیشرفت شغلی را افزایش می دهد. بسیاری از نقش های رده بالا و مدیریتی نیازمند درجه بالایی خودآگاهی و مهارت های بین فردی هستند. با شناسایی و بهبود ضعف های خود، رشد و سازش پذیری را نشان می دهید که باعث می شود گزینه بسیار جذاب تری برای ترفیع شغلی یا فرصت های جدید در حوزه فعالیت خود باشید.
نتیجه رسیدگی نکردن به نقاط ضعف شخصیتی، اختلاف ها یا ناکارآمدی ها در تیم است. با شناخت این ضعف ها و توجه به آن ها، عضو موثرتری در تیم خواهید بود، روابط بهتری با همکاران خود برقرار می کنید و در یک محیط کار بهره ورتر و مثبت تر سهیم هستید. نتیجه آن اجرای بدون عیب پروژه ها و به طور کلی عملکرد بهتر تیم است.
نقاط ضعف شخصیتی اغلب منشاء استرس یا نارضایتی در محیط کار هستند. با رسیدگی به این مشکلات، شما می توانید اضطراب مرتبط با کار خود را کاهش دهید، اعتماد به نفستان را بیشتر کنید و رضایت بیشتری از انجام وظایف روزمره خود داشته باشید. نتیجه این افزایش رضایت شغلی، سلامت روان بهتر و تعادل بین کار و زندگی است که در نهایت به بهبود حال خوب و سلامت عمومی شما کمک می کند.
بعضی از نقاط ضعف شخصیتی خاص ممکن است جلوی کارآمدی یا بهبود کیفیت کار شما را بدون اینکه خودتان متوجه آن باشید، بگیرند. برای مثال، مدیریت زمان ضعیف یا عملکرد ضعیف در اولویت بندی وظایف، به شکل بارزی بر بهره وری شما اثر می گذارد. با شناسایی این نقاط ضعف و رسیدگی به آن ها، می توانید فرایندهای کاری خود را بهینه کنید که منجر به بهبود عملکرد و ارزیابی های عملکرد شغلی بهتر می شود.
محیط کار مدرن دائما با فناوری ها، روش شناسی ها و تغییرات فرهنگی جدید، تغییر می کند. نقاط ضعف شخصیتی که ممکن است در محیط های کار سنتی کمتر به چشم آیند، در محیط های کار ترکیبی یا دورکاری یا در شرکت هایی که خود را با سبک های مدیریتی جدید وفق می دهند، پررنگ تر می شوند.
با اقدام فعالانه برای رفع ضعف های شخصیتی خود، می توانید سازش پذیریتان را افزایش دهید و مطمئن شوید که می توانید در محیط های کار گوناگون موفق باشید و در بازار شغلی همیشه در حال تغییر، گزینه ای ارزشمند باقی بمانید.
گاهی آنچه که ما به عنوان نقطعه ضعف در نظر می گیرید، پتانسیل شکوفا نشده ای است که انتظار رشد کامل را می کشد. با کار کردن روی نقاط ضعف خود، می توانید استعدادها و علائق پنهانی را کشف کنید که منجر به مسیرهای شغلی کاملا جدیدی می شوند یا می توانید روش انجام کار فعلی خود را تغییر دهید.
برای مثال، تلاش برای داشتن قاطعیت بیشتر ممکن است استعداد شما در زمینه رهبری یا سخنرانی در جمع را آشکار کرده یا غلبه بر اهمال کاری ممکن است استعداد شما در زمینه برنامه ریزی استراتژیک و مدیریت زمان را نمایان کند.
وقتی با موفقیت نقاط ضعف خود را بهبود بخشید، ممکن است در شناسایی مشکلات مشابه در دیگران و کمک به آن ها، توانمندتر شوید. این توانایی ممکن است منجر به کسب نقش های منتورینگ (مربی گری) غیر رسمی شود و به منبع ارزشمندی برای همکاران خود تبدیل شوید و حتی این احتمال بالقوه وجود دارد که زمینه را برای فرصت های رسمی منتورینگ یا کوچینگ در سازمانتان فراهم کند. کمک به رشد دیگران به اندازه پیشرفت خودتان شگفت انگیز و رضایت بخش است.
غلبه بر نقاط ضعف شخصیتی اغلب منجر به تعامل های مثبت تر و طرز فکر بازتر و پذیراتر می شود. این تغییر دایره شانس شما را گسترده تر می کند، یعنی احتمال وقوع اتفاق های خوب و فرصت های غیرمنتظره افزایش می یابد. با بهبود توانمندی ها و طرز فکر خود از طریق رشد آگاهانه، می توانید خود را بیشتر از گذشته در مکان درست و در زمان درست پیدا کنید که منجر به پیشرفت های شغلی یا همکاری های شگفت انگیز و اتفاقی می شود.
در حوزه های به شدت رقابتی، حتی پیشرفت های کوچک تفاوت چشمگیری ایجاد می کنند. با رسیدگی به نقاط ضعف شخصیتی خود ممکن است زمانی که رقابت تنگاتنگ و معیارها سخت گیرانه است، کفه ترازو را به نفع خود تغییر دهید.
نتیجه آن به دست آوردن مزیت رقابتی و برتری نسبت به همکارانی است که خودآگاهی چندانی ندارند و به طور بالقوه منجر به ماموریت های بهتر، روابط بهتر با مشتری، فروش بیشتر یا حتی امنیت شغلی در زمان تعدیل نیرو می شود.
ضعف های شخصیتی که برطرف نشوند، گاهی منجر به لغزش های شغلی بزرگ یا اختلاف های جدی می شوند. با اقدام فعالانه برای شناسایی و کار روی این نقاط ضعف، در واقع جلوی آسیب های احتمالی را می گیرید. این کار از حوادثی که به شغل شما آسیب می زنند جلوگیری می کند و از شهرت حرفه ای و آینده شغلی شما به روش هایی محافظت می کند که حتی نمی توانید پیش بینی کنید. رشد فردی می تواند فرشته نگهبان شما باشد.
ضعف های شخصیتی ممکن است بدون آنکه آگاه باشید، تاثیر منفی بر عملکرد و روابط شما در محیط کار گذاشته باشند. رسیدن به آگاهی و رشد در هر حوزه ای که ضعف دارید، فرصتی فوق العاده برای جبران لغزش های گذشته ایجاد می کند. مسئولیت پذیری و اصلاح مشکلات موانع را از سر راه بر می دارد و روابط را بهبود می بخشد که در نتیجه آن حرفه و شغل شما جانی تازه می گیرد و رونق می یابد.
حالا با توضیحاتی که در بالا دادیم، چطور می توانید نقاط ضعف خود در محیط کار را بدانید؟ خودآگاهی در این زمینه ساده نیست. اینکه از خودتان بپرسید «من چه مشکلی دارم؟»، منجر به واکنش های ناسالم و غیرسازنده می شود.
بنابراین مهم است که این ارزیابی را با شخم زدن تردیدها، ترس ها و اشتباهات گذشته خود انجام ندهید. جدا از آن، دقیقا چه چیزی نقطه ضعف محسوب می شود؟ جواب این سوال اغلب بستگی به موقعیت دارد و بر اساس شرایط ظریف و خاص تعیین می شود تا یک استاندارد سفت و سخت. به جای اینکه ارزیابی ضعف های شغلی خود را از درون شروع کنید، بررسی کنید که چطور با دنیای بیرونی کار تعامل دارید. منظورمان موقعیت های مختلف، تعامل ها و محیط شما است.
چنین تعامل هایی معمولا نشان می دهند چه چیزی برای شما جواب می دهد و نمی دهد و ضعف های شخصیتی را مشخص خواهد کرد که فرصت هایی برای رشد هستند. مهم است که به تعریف منطقی، معقول و خودآگاهانه خودتان از اینکه چه چیزی ضعف محسوب می شود، برسید و نشانه هایی وجود دارند که شما را راهنمایی می کنند.
اگر رفتار یا جنبه شخصیتی، سرعت پیشرفت شما را می گیرد یا در بهره وری، امنیت و شادی شما اختلال ایجاد می کند، می توانید آن را ضعف در نظر بگیرید.
کارهایی که در محیط کار دائما برایتان ناخوشایند یا چالش برانگیز هستند، می توانند شاخص ارزشمندی برای شناسایی حوزه هایی باشند که می توانید از طریق رشد فردی آگاهانه، آن ها را بهبود بخشید. این چالش ها اغلب ریشه در ضعف های شخصیتی دارند، از جمله:
با توجه به چالش های شخصی خود می توانید بینشی نسبت به ضعف هایتان در محیط کار به دست آورید و گام های موثر برای رفع آن ها بردارید. این کار به شکل قابل توجهی تجربه کاری و عملکرد شما را بهبود می بخشد. مهم است به یاد داشته باشید کاری که از نظرتان سخت است، لزوما نقصی در شخصیت شما نیست، بلکه فرصتی برای رشد و توسعه است.
پذیرفتن این چالش ها و تلاش برای غلبه بر آن ها، سرمایه گذاری روی خودتان و توسعه شغلیتان است. برای انجام این کارها باید به خود افتخار کنید، دقیقا مثل هر تمرین ورزشی که برای سلامت خود انجام می دهید. پس احساس خجالت نکنید. از نقاط ضعف و چالش های خود فرار نکنید، بلکه آن ها را مانند تابلوهای راهنمایی بدانید که شما را به سمت آینده شغلی بهتر هدایت می کنند.
بازخورد همکاران، سرپرستان و مشتریان در اختیارتان اطلاعات ارزشمندی درباره ضعف هایتان در محیط کار قرار می دهد. خواه این بازخورد عامدانه یا ناآگاهانه باشند. به الگوهای تکرارشونده در بازخوردهایی که دریافت می کنید، دقت کنید، از جمله بررسی رسمی عملکرد و حتی نظرات دوستانه و غیررسمی.
برای مثال، اگر دائما می شنوید که ایمیل هایتان نامفهوم هستند یا معمولا صحبت دیگران را در جلسات قطع می کنید، ممکن است نشان دهنده ضعف شما در ارتباطات باشد که نیاز به رسیدگی دارد. حتی بازخورد ظاهرا مثبت، مانند تحسین شدن برای کار کردن به مدت طولانی، ممکن است نشانه ای برای مشکل اساسی در زمینه ایجاد تعادل بین کار و زندگی یا مدیریت زمان باشد.
دریافت بازخورد سازنده خود یک مهارت است. زمان دریافت بازخورد سعی کنید به شکل زیر عمل کنید:
بسیار مهم است به بازخوردهای غیرمستقیم نیز توجه کنید. زبان بدن، لحن صدا و حتی شوخی ها یا نظرهای گذری گاهی بیشتر از ارتباطات مستقیم، حقایق را آشکار می کنند. اگر متوجه شدید که همکارانتان نسبت به پرسیدن سوال از شما تردید دارند یا وقتی نظرات خاصی را بیان می کنید، سایرین به صورت عصبی می خندند، ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که بر روابط کاری شما تاثیر می گذارند.
مهم است نسبت به خودتان حساسیت افراطی نداشته باشید، بلکه هدف خود را کسب اطلاعاتی بگذارید که به رشد و بهبود کمک می کنند. با پذیرش بیشتر همه نوع بازخورد، گام مهمی به سمت خودآگاهی و توسعه شغلی بر می دارید.
در محیط کار آنچه که نمی دانید واقعا ممکن است به شما آسیب بزند. نداشتن اشراف کامل بر شغل، شرکت یا صنعتی که در آن هستید، ممکن است ضعف بزرگی باشد که بدون اینکه بدانید، جلوی شما را گرفته است. برای مثال، اگر از اهداف بلندمدت یا استراتژی های شرکت خود آگاه نیستید، ممکن است فرصت همسو کردن کار خود با آن اهداف را از دست بدهید. این مسئله ممکن است نقش و ارزش شما را در سازمان کمرنگ کند.
به همین شکل اگر کاملا از قابلیت های نرم افزارهایی که تیم شما از آن استفاده می کند خبر نداشته باشید، ممکن است کارآمدی شما کمتر از توانتان باشد یا راهکارهای بهبود خروجی کار خود را از دست بدهید.
این نقاط کور همچنین ممکن است باعث شوند کمتر از آنچه واقعا هستید، لایق یا دلسوز و متعهد به نظر برسید. اگر دائما مجبور هستید درباره مسائلی که ظاهرا دیگران می فهمند سوال کنید یا متوجه می شوید که نمی توانید در بحث های خاصی شرکت کنید، ممکن است این تصور ایجاد شود که دانش کافی ندارید یا آنطور که باید دل به کار نمی دهید.
خوشبختانه شناسایی این خلاءها اولین گام برای پر کردن آن ها است. با تلاش فعالانه برای یادگیری، چه از طریق سوال پرسیدن، گذراندن دوره های آموزشی تکمیلی یا فقط تیزبین تر بودن، می توانید این ضعف ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. یادتان باشد که در محیط کار مدرن که سریعا در حال تغییر و تحول است، یادگیری مستمر نه تنها مفید، بلکه برای به روز ماندن و ارزشمند ماندن، ضروری است.
زمانی که ضعف های خود در محیط کار را بررسی می کنید، ضروری است از خودانتقادی بی فایده خودداری کنید. اگر خیلی بیش از حد به خودتان سخت بگیرید، ممکن است دید درستی به توانمندی های خود نداشته باشید که باعث می شود ضعف هایی را ببینید که وجود ندارند یا عیب های کوچکی را بیهوده بزرگ کنید که واقعا مشکل ساز نیستند.
این خودانگاری منفی ممکن است اعتماد به نفس شما را خراب کند، جلوی عملکردتان را بگیرد و همچنین مانعی برای توجه به حوزه هایی باشد که واقعا نیاز به بهبود دارند. مهم است که با ارزیابی خود با دلسوزی و واقع بینی برخورد کنید و بپذیرید که هر کسی جایی برای پیشرفت دارد و شناسایی ضعف ها گامی مثبت به سمت رشد است، نه قضاوتی درباره ارزش شما به عنوان یک نیروی حرفه ای. اهمیت نقاط ضعف، به اندازه عواقبی است که دارند، نه بیشتر.
از طرف دیگر، انکار نیز به همین اندازه به توسعه شغلی شما لطمه می زند. طبیعی است که بخواهید از خودانگاره یا تصویر خود محافظت کنید و این کار گاهی ممکن است منجر به این شود که ضعف های خود را دست کم گرفته یا کاملا نادیده بگیرید.
ممکن است متوجه شوید برای بازخوردهای منفی بهانه می تراشید، شکست ها را به عوامل خارجی ربط می دهید یا خودتان را قانع می کنید که بعضی از مهارت ها واقعا برای نقش شغلی شما لازم نیستند. این نوع انکار کردن جلوی شما از توجه به حوزه های مهمی که نیاز به بهبود دارند، می گیرد و به صورت بالقوه رشد حرفه ای و رضایت شغلی شما را محدود می کند.
پذیرفتن ضعف ها نشانه شکست نیست. بلکه، نشانه بلوغ و شجاعت است. با روبرو شدن صادقانه و سازنده با ضعف هایتان، خود را در معرض فرصت های فوق العاده ای برای پیشرفت و موفقیت شغلی قرار می دهید.
هرکسی مجموعه نقاط ضعف و قوت خود را دارد و به تبع آن فرصت های زیادی برای رشد فردی و توسعه شغلی پیش روی شما است. اما خودشناسی اگر فقط بر این فرض استوار باشد که مشکلات شما در محیط کار یا هر جای دیگر، دلیل محکمی برای این هستند که ایرادی دارید، رویکردی اشتباه و معیوب است.
بزرگترین رشد فردی و توسعه شغلی مستلزم این است که به شرایط خود نگاهی بی طرفانه داشته باشید که شامل پذیرش این احتمال هم می شود که شاید مشکلات کاری شما ربطی به شخصیتتان ندارند. یعنی همیشه مشکل شما نیستید.
همچنین اگر ضعف های خود در محیط کار را تشخیص دهید، ارزشش را دارد که بررسی کنید آیا در معنای کلی و واقع بینانه نقص هستند یا فقط به خاطر شرایط کاری خاصی شما مشکل ساز شده اند. اگر به مثال های اول مقاله برگردیم، درونگرای دارای مهارت های ارتباطی ضعیف ممکن است در شغل هایی که نیازمند ارتباط های زیاد است کم بیاورد اما در شغلی که چنین نیازی ندارد، لزوما با مشکل روبرو نمی شود.
میزان سازگاری بین شخصیت و کار شما بر موفقیت و شادی شما اثر خواهد گذاشت. همانطور که تلاش می کنید ضعف های خود در محیط کار را بشناسید، می توانید تصمیم بگیرید درباره آن ها چه کاری انجام دهید.
در رابطه با توسعه شغلی، رشد به معنای پیش بردن خودتان و علائقتان به همراه توانمندی هایتان است. با توجه به اینکه نمی توانید شخصیت ذاتی خود را به طور کاملا مجددا بسازید، بنابراین چرا به این فکر نکنید که چطور می توانید بستر و موقعیتی را که در آن شخصیت خود را ابراز می کنید، بهبود دهید؟
پیدا کردن یکی از ضعف هایتان در محیط کار ممکن است جرقه ای برای تغییرات بیرونی، نه فقط تغییرات درونی، باشد. انتخاب مسیر رشد فعالانه همیشه گزینه ای عالی نیست، اما شامل جستجو برای شغل ها و نقش هایی می شود که شخصیت شما در حالت فعلی خود تطابق خوبی با آن ها دارد.
گاهی آنچه ما ضعف در نظر می گیریم، اگر در موقعیت درست قرار گیرد، به عنوان نقطه قوت بازتعریف می شود. با بررسی ضعف های شخصیتی خود می توانید ویژگی هایی را کشف کنید که در واقع در بعضی نقش ها و صنایع خاص، ارزشمند هستند.
برای مثال، بیش از حد جزئی نگر بودن ممکن است در محیط های کار پرشتاب نقطه ضعف باشد، اما دارایی ارزشمندی در نقش های ممیزی یا کنترل کیفی است. آیا خودتان را تغییر می دهید تا با شغلتان جور شوید یا شغلتان را عوض می کنید تا با شما جور در بیاید؟ برای پیشرفت بیش از یک راه وجود دارد.