هستیا : کهن الگوی خرد و مراقبه

1402/03/18 12:30 PM - 5 ماه قبل


الهه هستیا آتش مقدسی بود در مرکز اجاق گرد، حضورش در شعله های آتش و زغال های درخشان، منبع نور و گرما، احساس می شد. الهه هستیا توسط باکره های وستال محافظت می شد. هستیا نقطه ساکن در مرکز خود شماست. هر زمان که به زمان و مکان برای تنهایی نیاز دارید، آرزوی هستیای درونی خود را دارید. آتش نمادین هستیا ذهن و بدن شما را گرم و روشن می کند و به شما حسی از حضور در خانه می دهد.

اگر میخواهید کهن الگوی خود را بشناسید در تست کهن الگوی زنان شرکت کنید.

هستیا به عنوان آتش در مرکز کانون

زمانی که هستیای درونی شما بیرون می‌آید، شما در سالهای خردمندانه خویشتن هستید. هستیا فراتر از نیاز یا توهم است که برای کامل شدن به کسی یا چیزی خارج از خودش نیاز ندارد. هستیا با خودش همانطوری که هست کاملا در صلح به سر می برد. در دوره زمانی که او یک الهه در یونان بود، مراقبت از آتش و زنده نگه داشتن آن یک مسئولیت جدی یا حتی مقدس بود، زیرا بقای گروه در گرو روشن نگه داشتن آتش بود. هستیا در تمام معابد مرمری نیز حضور داشت، زیرا آتشگاه محضر الوهیت بود. اگر فرض کنیم که بدن یک معبد باشد، باید منبعی از گرما و نور در درون وجود داشته باشد.

هستیا اغلب با مراسمی مورد احترام قرار می گرفت. وقتی زن و شوهری با هم ازدواج می کردند، مادر عروس مشعلی را از آتش خانه اش روشن می کرد، سپس به دنبال تازه ازدواج کرده ها به خانه جدیدشان می رفت و اولین آتش را در اجاق آنها روشن می کرد. با این کار خانه جدید را تقدیس و الهه هستیا را در مرکز خانه حاضر  میکرد. از آنجایی که آتش توسط مادر زن در طول نسل ها به خانواده جدید آورده شد، این امر به طور نمادین تداوم مادرسالارانه الهه را ادامه داد.

دومین رسم مهم بعد از تولد فرزند اول اتفاق می افتاد. وقتی کودک پنج روزه میشد، مهمانان به خانه دعوت میشدند تا شاهد مراسمی باشند که نوزاد را دور آتش اجاق می‌بردند و در نور و گرمای هستیا به عنوان عضوی از خانواده به رسمیت شناخته می‌شد. تالار یا معبد اصلی هر شهر، نه تنها هر خانواده، دارای یک آتشدان بود که هستیا نیز در آن ساکن بود. هنگامی که مردم برای استقرار یک مستعمره جدید عازم جنگ یا سفر می شدند، مشعلی را نیز از آتشگاه مشترک روشن می کردند و مشعل روشنی را برای جامعه جدید می آوردند. این از آتش مادر تا آتش دختر در سراسر جهان مستقر ادامه یافت.

هستیا یکی از سه الهه باکره (مستقل) المپیا به همراه آرتمیس و آتنا بود. آنها تحت تأثیر تیرهای اروس یا طلسم های عاشقانه آفرودیت قرار نگرفتند. هستیا به عنوان یک الهه باکره «در خودش یکی بود» و برای کامل شدن نیازی به معشوق، همسر یا فرزند نداشت. او به دلیل نیاز به جلب رضایت دیگران یا دوست داشتنی شدن انگیزه نداشت، بلکه نیاز شدیدی به پیروی از ارزش های درونی خود داشت. زمانی هست که هستیا تنها پس از فقدان یا غم و اندوه به سراغ انسان می‌آید، زن را به جایی می‌رساند که در نهایت بتواند زندگی غنی معنوی و درونی یا شگفتی‌های آرامش را برای خود بیابد. 

نقش های کهن الگو هستیا

خانواده هایی هستند که هستیا می تواند نقش خاله دوشیزه را داشته باشد که خواهرزاده ها و برادرزاده هایش را نوازش می کند و به آنها هدیه می دهد. اگر موقعیتی پیش بیاید که مردی به هستیا علاقه مند باشد، او مردی از نوع هرمس خواهد بود، تاجری که معمولاً بیشتر اوقات کار می کند. اگر هرمس با زنی از نوع هستیا ازدواج کرده باشد، رضایت خود را از داشتن یک زندگی آرام و درونی و اداره مستقل خانه در زمانی که دور است، خواهد یافت. هر یک از آنها، هرمس و هستیا ، کارکرد جداگانه و ارزشمندی در این ترتیب زناشویی دارند.

هرمس محافظ در ورودی است، راهنما و همراهی که با مهمانان و خانواده ها ارتباط برقرار می کند و گفتگو را ادامه می دهد. حضور هستیا در خانه در زندگی روزمره نقش اساسی دارد، زیرا هستیا حسی از یکپارچگی را به خانه می دهد. به نظر می رسد که هستیا با آرتمیس و آتنا بسیار متفاوت است، اگرچه همه آنها در دسته کهن الگوهای باکره قرار دارند. اما در حالی که آرتمیس قلمرو خود را در بیابان و آتنا در شهر دارد، قلمرو هستیا خانه یا معبد یا هر دو است.

هستیا با تمرکز بر چیزهای کوچک روزمره که برای او بسیار معنادار است، با ارزش های خود در تماس است. شخصیت هستیا بسیار بصیر است و می تواند اهمیت اعمال دیگران را به راحتی احساس کند. هستیا می تواند در میانه هرج و مرج، زمانی که افراد دیگر با این همه سردرگمی بمباران می شوند، ناراحت می شوند، از نظر عاطفی نسبت به دیگران بی‌توجه شود و به نگرانی‌های خود توجه کند. این جدایی از ویژگی های هر سه الهه باکره است. هستیا همیشه به دنبال آرامش آرام است.

هستیا به افراد، نتایج، دارایی ها، اعتبار یا قدرت وابسته نیست، زیرا او در درون خود احساس کامل بودن می کند. او ایگوی فعالی ندارد. جس مستقل بودن او به زن بودن او کیفیت تعقل می بخشد. او به طور معمول احساس می کند زمین و مرکز است. وقتی ارزش های زنانه هستیا فراموش می شود یا مورد بی احترامی قرار می گیرد، زنان کیفیت زندگی درونی خود را فراموش می کنند. هستیا زمانی به شخصیت زن دعوت می شود که نیاز به تمرکز بر یک موضوع در یک زمان وجود داشته باشد یا احساس آرامش و سکون لازم باشد.


شخصیت هستیا

واضح است که هستیا یک زن خیلی ارتباطی نیست، اما اگر این ایده به او معرفی شود و با مردی راحت باشد، ممکن است از پاسخگویی او شگفت زده شود. شخصیت هستیا متوجه می شود که رابطه یک تجربه گرم و خوب است. هستیا واقعاً با ایده قدیمی در مورد اینکه یک همسر کامل چه خواهد بود، به خوبی همخوانی دارد، اگرچه هستیا از نظر روحی بسیار خودمختارتر و مستقل تر از آن چیزی است که بیشتر مردم تصور می کنند.

شخصیت هستیا مردانی را جذب می‌کند که به سمت زنان ساکت و خودکفا می‌روند، زنانی که خانه را منظم نگه می‌دارند و به خاطر آن مورد قدردانی قرار خواهند گرفت. هستیا برای شاد بودن نیازی به همسر یا مادر بودن ندارد، بلکه ممکن است برای مدت زمان مشخصی نقش ها را بر عهده بگیرد. اما در میانسالی، ممکن است از این نقش ها خسته شود، ازدواج را ترک کند و به یک گروه مذهبی بپیوندد یا ترجیح دهد دوباره تنها باشد. او این توانایی را دارد که با ظرافت بزرگتر شود.


هستیا آرامش درونی را به ارمغان می آورد

بسیاری از مردم از طریق تمرین معنوی مراقبه، هستیای درونی خود را پیدا می کنند. لغت لاتین برای «آتشدان» تمرکز است، که کسانی که تمرین می‌کنند می‌دانند که اگر می‌خواهید از این تمرین بهره‌مند شوید، برای فرآیند مراقبه بسیار مهم است. این مهم نیاز به تمرکز بر حضور در لحظه، خالی کردن ذهن از افکار بی اهمیت، و تسخیر سکون احساسات دارد.

انجام وظایف خانه برای برخی از زنان یک فعالیت بسیار متمرکز است، زیرا هستیا با ایجاد نظم در خانه هماهنگی درونی پیدا می کند. هستیا درونی ممکن است از نظر عاطفی جدا شود و از نظر ادراکی نسبت به اطرافیان خود بی توجه شود، زیرا به نگرانی های خود توجه می کند. هستیا، الهه آتشگاه، کهن الگوی فعال در زنانی است که خانه داری را یک فعالیت معنادار و نه یک کار طاقت فرسا می دانند. شخصیت هستیا نیازی به عجله کردن یا تماشای زمان ندارد، او با سرعت خودش پیش می رود و همه چیز را طوری که کاملاً در لحظه حال است مرتب می کند. افکار یا احساسات ممکن است در ذهن او ظاهر شوند، درست مانند زمانی که فرد مدیتیشن می کند. اما به آنها با وضوحی نگریسته خواهد شد که حس جدایی نیز دارد. در صومعه‌ها یا آشرام‌های مذهبی، کار، خدمت و مناسک با هم جمع می‌شوند، زیرا فرد حرم را نظافت می‌کند یا سفره غذا می‌چیند، یا به هر طریقی نظم، زیبایی و هماهنگی را به ارمغان می‌آورد. چیزی در مورد انجام کار وجود دارد که ممکن است چندان مهم به نظر نرسد، اما ورود به هر فضایی که به این شکل از آن مراقبت شده است بسیار خاص است. نه تنها نور و گرما ارائه می شود، بلکه غذا و مهمان نوازی و حس خانواده نیز ارائه می شود. هستیا قلب را گرم می کند، روح را تغذیه می کند و باعث می شود دیگران احساس خوشایندی کنند.

انرژی‌های هستیا در یک فضا نفوذ می‌کند، و حکمت هستیا متمرکز بودن، با گرمای عاطفی است که سخاوتمندانه است و نه تملک. کهن الگوی هستیا قطبی نمی شود زیرا کاملاً در خانه و در خلوت خودش است. در مکان آرامی که او فراهم می کند، مقایسه و رقابت در بیرون از در باقی می ماند. مراسم چای یکی دیگر از فعالیت های هستیا است که به شکلی ارتقا می یابد که سکون و آرامش را برای شرکت کنندگان به ارمغان می آورد.

بیشتر زنان در حین انجام فعالیت‌های خارج از خانه احساس نیاز، بهره‌وری و جذابیت بیشتری می‌کنند، به ویژه آنهایی که در چند دهه گذشته بزرگ شده‌اند. برای همین است که در روزگار ما سخت‌تر است که کار، خانه، روابط را کنار بگذاریم و زمانی را برای خود باقی بگذاریم. بسیاری از زنان مدرن اصلاً زمانی برای یافتن تنهایی یا هر نوع زندگی درونی ندارند.

بنابراین در سومین مرحله از زندگی‌مان است که بالاخره می‌توانیم هستیای درونی‌مان را آزاد و رها کنیم تا به ما کمک کند تا اکنون که بسیاری از وظایف تربیتی و خانه‌داری ما کمتر شده است، زمانی را برای جستجوی روح اختصاص دهیم. فضای هستیا با حضور، احساسات یا متعلقات دیگران آشفته نمی شود. همانطور که نیاز ما به تنهایی بیشتر مورد توجه قرار داده میشود، بسیاری از زنان شروع به رویا پردازی در مورد یک پناهگاه یا جایی را میکنند که در آن آرام گیرند. این زمانی است که برخی از زنان ممکن است در واقع به یک صومعه یا مراکز مذهبی بپیوندند، زیرا متوجه می شوند که انرژی آنها تمرکز را به سمت داخل تغییر می دهد.


مراحل زندگی یک زن با کهن الگوی هستیا

اختلالات خواب یائسگی، گرگرفتگی یا بیدار شدن در شب زنان را وادار می کند تا متوجه شوند که زندگی آنها در حال تغییر است و از یک گذار بزرگ عبور می کند. بعضی ها شعر می نویسند چون به هر حال نمی توانند بخوابند، یا خاطراتی دارند یا آهنگ هایی می شنوند که غمگینشان می کند. زنان چهل و پنج تا پنجاه و پنج ساله مانند دوران بلوغ دچار بحران هویت و تنظیم هورمونی هستند. طبیعی است که به دنبال زمان تنهایی برای مراقبت از آن آتش درونی باشید، تا درباره تغییراتی که می خواهید ایجاد کنید فکر کنید.
جستجوی زنان دیگر در همان مرحله از زندگی و ایجاد یک دایره هستیا برای دور هم جمع شدن و بحث در مورد تمام روش های بدن شما می تواند آرامش بخش باشد. 
افکار مختلفی ذهن شما را به خود مشغول کرده است. هستیا در مرکز دایره خواهد بود، چه صحبت کند یا گوش کند، اما قطعا وضعیت را برای دیگران روشن می کند. هستیا همیشه یک فرد هدایت‌شده درونی بوده است، بنابراین این تغییرات برای او کمتر از دیگران دشوار است.

گاهی اوقات به یک زن عاقل مسن نیاز است تا سایر زنان یاد بگیرند که برای پیشرفت در این زندگی چه راهی سازنده است. یک زن دارای ویژگی های الهه هستیا فردی آرام و محبوب است که در حضور او بودن فضایی از گرما و نظم صلح آمیز را ایجاد می کند. این یک زن درونگرا است که از تنهایی لذت می برد، دختر جوانی که خجالتی به حساب می آمد و همیشه به او می گفتند برو بیرون و بازی کن.
زن هستیا در زندگی بزرگسالی خود چند دوست بسیار خوب خواهد داشت که از بودن گهگاهی با او قدردانی می کنند. زن هستیا درگیر شایعات، بحث های فکری یا سیاسی نمی شود، زیرا موهبت او این است که با قلبی دلسوز گوش دهد، در هر آشفتگی که در اطرافش اتفاق می افتد متمرکز بماند و مکانی گرم در کنار آتشدان فراهم کند.



آرکتایپ شخصیت شناسی توسعه فردی خودشناسی


برای ثبت نظر بایستی ابتدا وارد شوید.