پوزیدون : کهن الگوی احساس و غریزه

1402/03/20 1:40 PM - 8 ماه قبل


پوزئیدون در زیر دریا زندگی می کرد، پادشاهی که پس از قرعه کشی با برادرانش زئوس و هادس برای تقسیم جهان به فرمانروای دریاها تبدیل شد. برای درک اینکه پوزیدون چقدر می تواند احساسی باشد، به حرکات و حالات قدرتمند دریا فکر کنید. امواج آن می تواند نیرویی خشن و متلاطم باشد که همه چیز را در مسیر خود از بین می برد، به ساحل برخورد می کند، به صخره ها می کوبد. خلق و خوی و احساسات وحشتناک می تواند به همان شیوه احساسات یک فرد را تسخیر کند. وقتی پوزئیدون خشمگین از خانه زیر دریا بیرون آمد، تمام عقلانیت از بین رفت.


اگر میخواهید کهن الگوی خود را بشناسید در تست کهن الگوی مردان شرکت کنید.

پوزیدون، فرمانروای قلمرو دریا

اقیانوس در رویاها استعاره و بیانگر ناخودآگاه، خاطرات و احساساتی است که به راحتی به یاد می‌آیند، بازیابی می‌شوند. پوزیدون شخصی است که احساساتش در زیر پوستش قرار دارد. احساسات مختلف دلهره یا همه ترس‌ها و تردیدهایی که فراتر از آنچه شخصاً شناخته شده است، در ناخودآگاه جمعی، در اعماق تاریک خود ما وجود دارد. آب و احساسات به طور نمادین به هم مرتبط هستند، بنابراین دریا را به قلمروی عالی برای پوزئیدون تبدیل می‌کند، که هر زمان که تحریک می‌شد واکنش‌های احساسی و شدید نشان می‌داد. حیوان نمادین پوزیدون اسب بود که نمایانگر زیبایی و قدرت غرایز فیزیکی است. نیزه سه گانه پوزئیدون، نیزه سه گانه نمادین بود که نشان دهنده همراهی او با سه الهه بود. کسی که این نیزه را حمل می کند انتظار میرود که شوهر دوشیزه، همسر مادر و همراه زنی خردمند باشد. بدین معنی که: به عنوان همسر مادام العمر، او شوهر دختری است که با او ازدواج کرده و در پیری در کنار همسرش که به زنی خردمند تبدیل شده است زندگی می کند.


زندگی اولیه پوزیدون

پوزئیدون به عنوان خدای دریا به تصویر کشیده می شد و رومیان او را به عنوان نپتون می شناختند. پوزیدون به عنوان یک مرد قدرتمند با ریش بزرگ و نیزه سه گانه در دست تصویر میشد. پوزیدون همچنین با زلزله مرتبط بود و زمین لرزه نامیده می شد. حیوانات نمادین اصلی پوزیدون، اسب و گاو نر بودند. خلق و خوی پوزیدون بارزترین ویژگی اوست. پوزئیدون بدخلق، خشن، انتقام جو، مخرب و خطرناک است. حضور پوزیدون معمولاً با تلاطم و طوفان همراه است، دریای خروشان. اما پوزیدون همچنین قدرت آرام کردن دریا را داشت، طوفان‌ها فورا متوقف می شدند زمانی که پوزیدون ارابه طلایی خود را که توسط اسب‌های سفیدش با یال‌های طلایی کشیده شده بود بر فراز امواج می‌راند، در حالی که هیولاهای دریایی دور او می‌چرخیدند.


مانند تمام خواهران و برادرانش به جز زئوس، پوزئیدون توسط پدرش کرونوس بلعیده شد، زیرا که کرونوس می ترسید توسط فزرندانش سرنگون شود. زمانی که متیس به زئوس کمک کرد تا کرونوس خواهر و برادرش را پس بگیرد، پوزیدون از اسارت آزاد شد. پس از آزادی همراه برادران با کرونوس و تایتان ها جنگیدند و پیروز شدند. این زمانی بود که آنها برای تقسیم جهان قرعه کشی کردند و پوزیدون دریا را به عنوان سهم خود گرفت. پوزیدون از این مقدار راضی نبود.


پوزیدون برای تصاحب آتن با آتنا رقابت کرد. هر کدام باید به شهروندان هدیه ای می دادند. پوزئیدون نیزه سه گانه خود را به سنگی چسباند و چشمه ای شور تولید کرد. آتنا درخت زیتون را به آنها هدیه داد که مفیدتر ارزیابی شد. او همچنین با هرا بر سر آرگوس مبارزه کرد و بعد از شکست تمام رودخانه ها را خشک کرد. پوزئیدون همچنین سعی کرد آگینا را از زئوس و ناکسوس را از دیونیسوس مطالبه کند، اما بهتر از این عمل نکرد. پوزیدون با هلیوس بر سر کورنت اختلاف داشت و تنگه را گرفت و هلیوس آکروپلیس را گرفت. پوزئیدون علیه زئوس شورش کرد، اما توطئه های پوزیدون علیه زئوس ناموفق بود.


زندگی عاشقانه پوزیدون، ازدواج، فرزندان

اولین انتخاب پوزیدون برای همسر، تتیس، الهه نرید یا دریا بود، اما زئوس نیز تتیس را می خواست. سپس پرومتئوس فاش کرد که تتیس پسری خواهد داشت که بزرگتر از پدرش خواهد بود، بنابراین هر دو تتیس را ترک کردند. پوزئیدون سپس آمفیتریت، الهه دریای دیگری را که از پیشرفت های او استقبال نکرد، دید. پوزیدون بر آمفیتریت غلبه کرد و او برای فرار به کوه های اطلس گریخت. در نهایت، دلفینوس (یا دلفین) به طرز جذابی بری پوزئیدون به آمفیتریت درخواست داد و او رضایت داد که با پوزیدون ازدواج کند. سپس پوزیدون تصویر دلفین را در میان ستارگان به عنوان صورت فلکی برای سپاسگزاری قرار داد. اما ازدواج پوزئیدون و آمفیتریت مانند ازدواج زئوس و هرا دنبال شد، زیرا پوزئیدون نیز انسان دوست بود و آمفیتریت همان خشم و کینه توزی حسادت هرا را داشت.


یکی از نمونه های وحشتناک آن زمانی رخ داد که پوزئیدون شیفته اسکیلا شد. آمفیتریت گیاهان جادویی را به استخر حمام اسکیلا پرتاب کرد و او را از یک زن زیبا به هیولایی با شش سر، هر کدام با ردیف دندان های سه گانه و دوازده پا تغییر داد! اسکیلا در تنگه مسینا ساکن بود و ملوانانی را که هنگام عبور از عرشه کشتی ها ربوده بود، می بلعید. مدوسا نیز به خاطر پوزیدون و آمفیتریت دچار سرنوشت شومی شد. پوزئیدون در معبدی که به آتنا اختصاص داده شده بود با مدوسا ارتباط برقرار کرد، بنابراین الهه مدوسا را به هیولایی نفرت انگیز با مارهایی مو مانند تبدیل کرد و صرفاً نگاه کردن به صورت او، شخص را به سنگ تبدیل میکرد.

هنگامی که دیمیتر بیچاره در سراسر جهان برای پرسفون جستجو کرد، پوزیدون او را خواست. دیمیتر به موقع پوزیدون را دید و خود را به مادیان تبدیل کرد و در گله اسب پنهان شد.

پوزئیدون از آمفیتریت سه فرزند داشت، یک پسر و دو دختر، و فرزندان بسیار دیگری که بسیاری از آنها در اساطیر هیولا بودند. او پدر غول‌های مخرب و بچه‌هایی با اندازه‌های غیر معمولی با شخصیت‌های بد، بود. اودیسه پسر یک چشم او پولیفموس سیکلوپ را کور کرد و پوزئیدون با نفرت اودیسه را تعقیب کرد و هر کسی را که به او کمک می کرد مجازات می کرد. پوزئیدون بندر را با کوهی عظیم مسدود کرد، زیرا مردم دریانورد سعی کردند به اودیسه کمک کنند و کشتی نجات را به صخره تبدیل کردند.تعقیب ادیسه به دلیل کینه پوزیدون بسیار طولانی تر و دشوارتر شد. در واقع، از بین همه خدایان، هیچ‌یک نمی‌توانست کینه‌ای طولانی‌تر از پوزیدون داشته باشد.


شنای پوزیدون در اعماق عاطفی او

وانمود کنید که به دریای آرام نگاه می کنید، اما بدانید که خدای خشمگین، عاطفی و خشمگین درست زیر سطح زمین زندگی می کند. پوزیدون می‌توانست در هر زمانی با خشم فوران کند و به هر چیزی که سر راهش است بکوبد. این کهن الگو بخشی از پدر است که به زئوس «باخت» و در مردانی که در کنترل همه چیز تلاش می کنند سرکوب می شود.

این سرکوب احساسات زیرزمینی می شود و در شخصیت مرد ادغام نمی شود. در نهایت دیگر نمی توان آنها را نادیده گرفت و تبدیل به خشم، اندوه و میل بدوی می شود تا هر کسی را که باعث درد شده، فارغ از هر کسی که باشد، ویران کند. پوزئیدون نیز کهن‌الگویی است که از طریق آن می‌توان قلمرو روان‌شناختی زیبایی و عمق را شناخت. عمق عاطفی در روان مردان در بسیاری از فرهنگ‌های پدرسالار قدردانی نمی‌شود، از مردان انتظار می‌رود که احساسات خود را در درون خود نگه دارند. این عمق پنهان عاطفی که بیان نشده است، هنوز وجود دارد، اما تبدیل به احساسات درونگرای عمیقی می شود که باید از آنها استفاده کرد یا در یک نوع خروجی خلاق بیان کرد.

پوزئیدون تنها خدای المپیی بود که به اعماق آب دسترسی داشت. پوزیدون می‌توانست تا زمانی که می‌خواهد زیر آب بماند یا با فرمان دادن به اسب‌های یال طلایی‌اش برای رفتن به سطح زمین، سریع بلند شود. بنابراین پوزئیدون استعاره ای است از شخصی که می تواند عمیقاً به دنیای احساس سفر کند و به روح و غم، زیبایی های بزرگ و ژرفای عظیم همه احساسات دسترسی پیدا کند. مردی که از عواطف خود بریده است مست می شود یا به طور مکرر مواد مخدر مصرف می کند و برای پنهان کردن درد خود می نوشد. در حالی که به این ترتیب در این قلمرو غم و خشم فرو می رود، مانند مردی که در حال غرق شدن است از هم می پاشد.

از جنبه مثبت کهن الگوی پوزیدون، ما می توانیم شاعران، فیلمنامه نویسان، نویسندگان، هنرمندان، موسیقی دانان، آهنگسازان، طراحان یا روان درمانگران را بیابیم. برای برقراری ارتباط با این استعدادها، او باید عمیقاً به عمق جمعی انسان در قلمرو احساسات بپردازد. پوزئیدون به دنبال قدرت بر یک حوزه و احترام و کنترلی است که به یک پادشاه تعلق می گیرد. اما او فاقد مهارت های تفکر استراتژیک است، به دلیل احساسات بیش از حد خود نمی تواند عینی باشد، و زمانی که همه چیز بر وفق مراد پوزیدون پیش نمی رود، خیلی سریع عصبانی می شود. پوزئیدون بازنده خوبی نیست، زیرا او نمی‌داند که قوانین منصفانه هستند، شخصی نیستند، و اگر زمین یا قدرت از او سلب می‌شود، به این دلیل است که پوزیدون برای آن کار، فرد مناسبی نیست.

زندگی با پدر پوزیدون

خانواده‌های مردان پوزئیدون با این کهن الگوی پدر در ترسناک‌ترین شکل آن آشنا هستند، زمانی که احساسات خام پدری با کهن الگوی پوزیدون فوران می‌کند و احساسات شروع به خشم در خانواده می‌کنند. بسیاری از کسانی که دریافت کننده احساسات پوزیدون، به ویژه احساسات یک پدر الکلی بوده اند، ممکن است متوجه شوند که این احساسات شدید در خود آنها نیز وجود دارد. هرکسی که به طور غیرمنتظره ای تحت تأثیر امواج شدید احساس حمله از درون قرار گرفته باشد، یا احساس کرده است بدن اش از غم، خشم یا انتقام می لرزد، تجربه دست اول پوزیدون یا حمله پانیک را داشته است.

ما آموزش دیده‌ایم که بیشتر شبیه خدای اسطوره‌شناسی یونانی، زئوس، جهان رفتار کنیم، احساسات و غرایز خود را بی‌ارزش و غرق کنیم، و آنها را محبوس نگه داریم. برخی می توانند این کار را به خوبی انجام دهند، اگر مانند 
آپولو منطقی یا آتنا (فرزندان مورد علاقه زئوس) خوش فکر باشند. اما هرکسی نمی‌تواند احساسات خود را به این شکل کاهش دهد. وقتی کسی خواب امواج جزر و مدی یا سیل را می بیند، یا ترس بیش از حد از زلزله و بلایای طبیعی دارد، جهان پوزئیدون تهدید می کند که از دفاعی که برپا شده است عبور کند. یک رویا تکراری از این نوع، نشانه آن است که شخص از عناصر خاصی در زندگی خود احساس خطر می کند و باید در آنها فکر کند تا ببیند چگونه می تواند بهتر با ترس های خود مقابله کند.

شخصیت پوزیدون

یک پوزیدون کودک نسبت به هر چیزی که برای او مهم است احساسات قوی دارد. ضروری است که تمرکز او به سمت خروجی های قابل قبول منحرف شود، زیرا زمانی که به خواسته خود نمی رسد بسیار ناراحت می شود. اگر با والدینی زندگی کند که عواطف او را خفه می کنند و به کودک پوزیدون کمک نمی کنند تا استعدادهای بیانی خود را بیابد و شکوفا کند، در مدرسه بسیار مورد تمسخر قرار می گیرد، به خصوص اگر گریه کند. کودک پوزیدون یاد می‌گیرد که اگر او را آن‌طور که هست نپذیرند، شخصیت و اساسات خود را بپوشاند، مخصوصاً اگر یکی از والدین خشن بوده باشد، و در حالی که احساسات شدید درونش وجود دارد وانمود می‌کند که در ظاهر آرام است.

وضعیت بهتری اتفاق می افتد اگر کودکی با کهن الگوی پوزئیدون در خانواده ای با خلق و خوی مناسب او متولد شود، افرادی که احساسات خود را بیان می کنند و از آغوش، احساسات، اشک و خنده استقبال می کنند. پوزیدون باید برای کسی که هست پذیرفته شود و با ارزش شمرده شود. بدترین سناریو یک والدین بیش از حد سختگیر است که خواستار اطاعت کودک پوزیدونی هستند و این جوان را به خاطر نشان دادن رفتاری که به اشتباه تصور می شود غیرقابل قبول است مورد ضرب و شتم قرار می دهد یا تنبیه می کند. یک نوجوان پوزئیدون ممکن است در مدرسه مورد قدردانی قرار نگیرد، زیرا ممکن است بیشتر با هنر سازگار باشد، منطق برای آنها بیگانه است و از امتحان شدن متنفرند.

آنها می‌توانند از ورزش‌های آبی لذت ببرند، یا درگیر نمایشنامه‌های مدرسه شوند. وقتی نوجوان پوزیدون بزرگتر می شود، احساس ارزشمندی خود را با درآمد یا احترام شغلی تعریف نمی کند و با همسالانی که هدف گرا هستند، که از موقعیت های شرکتی بدون خلاقیت لذت می برند، تناسب پیدا نمی کند. جوان پوزیدون به کاری نیاز دارد که با اجازه دادن به او برای ابراز احساسات، طبیعت خودش را برآورده کند.

پوزئیدون می تواند در طبیعت یا برای دلایل محیطی به خوبی کار کند، ناخدای یک قایق ماهیگیری در اعماق دریا، دامپزشک یا نگهبان پارک، هر شغلی که به او اجازه ابراز وجود می دهد یا مرد پوزیدون را قادر می سازد در حین انجام آن از طبیعت لذت ببرد، به خوبی جواب می دهد. پوزئیدون در شغلی که مستلزم سفرهای زیاد است، پیشرفت می کند، زیرا پوزیدون به راحتی حوصله اش سر میرود و دوست دارد مکان های طبیعی مختلف را ببیند. اما کار پوزیدون باید معنی داشته باشد. پوزیدون به غرایز خود در مورد مردم، گیاهان، جریان ها، آب و هوا و سایر موجودات زنده اعتماد دارد.

مردان پوزئیدون سعی می کنند بر زنان مسلط شوند، وگرنه به دلیل شدت احساسات پوزیدون ممکن است مرزهای زن را زیر پا بگذارند. مرد پوزیدن با زنی رقابت خواهد کرد که برای خودش شغلی دارد. پوزیدون گاهی اوقات با مردان دیگر رفتاری ناخوشایند دارند زیرا پوزیدون ها احساساتشان را پنهان نمی کنند. مردان پوزئیدون فقط به دنبال موفقیت و موقعیت نیستند، آنها فقط می خواهند احساس شادی و تکامل کنند. او گاهی اوقات می تواند با مردانی که مخالف روانی او هستند، مانند مرد زئوس، دوستی برقرار کند.

به علاوه اکنون در زمان هایی زندگی می کنیم که برای مردان پذیرفته شده است که نه تنها احساسات خود را نشان دهند، بلکه در مورد آنها صحبت کنند. داستان "خواستگاری" پوزئیدون و ازدواج با آمفیتریت نشان می دهد که قبل از اینکه بتواند به یک زن متعهد شود چه چیزی لازم است. پوزیدون با دیدن رقص آمفیتریت عاشقش شد. اما آمفیتریت را ترساند. پوزیدون از دست دادن این زن خاص را احساس کرد که پس از غلبه بر او با شدت، نتوانست عشق و احترام آمفیتریت را بگیرد. پوزیدون باید "دلفین" را در خود پرورش می داد، مراقبت می کرد، حساس تر می شد و می توانست با او ارتباط برقرار کند. اگر پوزیدون بتواند به این روش ها تکامل یابد و زنی را که دوست دارد متقاعد کند که داوطلبانه با او بیاید و تحت سلطه قرار نگیرد، آنها می توانند با خوشبختی در قصر زیردریایی خود زندگی کنند.

بچه های پوزئیدون می توانند در هر دو راه پیش بروند. اگر پدر در کودکی به همان شکلی که بود پذیرفته شود، در تمام جنبه های خودش رشد کند و با جایگاهش در دنیا احساس راحتی کند، از نظر عاطفی پاسخگو خواهد بود. این چنین پدر پوزیدونی الگوی یک مرد قوی خواهد بود که از گریه کردن نمی ترسد، و همیشه حاضر است، نه پدری دور که بچه ها هرگز فرصتی برای دیدن او ندارند. اگر در کودکی به خاطر اینکه خودش است مورد انتقاد و تنبیه قرار می گرفته، احتمالا پدر بدی خواهد بود. تهاجمات عاطفی و گاه فیزیکی او می تواند به همسر و فرزندانش نیز منتقل شود. پسرانش به دلیل خشم پوزیدون آسیب دیده و خفه خواهند شد و ممکن است درست مانند او بزرگ شوند که خودشان پدر و مادر نامناسب شوند. دخترانش معمولاً برای پوزیدون مهم نیستند. از آنجایی که آنها می توانند دردی را که در زیر رفتارهای پدرشان وجود دارد هماهنگ کنند، ممکن است پرستار یا درمانگر شوند تا سعی کنند از نظر احساسی افراد دیگر را نجات دهند.

ادغام دیگر کهن الگوها در یک شخصیت پوزیدون

در میانسالی، اکثر مردان پوزئیدون ازدواج کرده و صاحب فرزند شده اند. خانواده مرد پوزیدون معمولاً مرکز زندگی او، خوب یا بد، هستند. مردان پوزئیدون که احساسات خود را سرکوب می کنند و با انتظارات دیگران سازگار می شوند، ممکن است دچار افسردگی و تغییرات چشمگیر در طبیعت خود شوند. حتی اگر ممکن است موفق بوده باشند و به موقعیتی دست یافته باشند، ممکن است احساس کنند که شخصاً زندگی و موفقیت بی معنی است. همسرش ممکن است مرد پوزیدون را ترک کند و او ممکن است تلاشی ناخودآگاه برای برقراری ارتباط مجدد با عمق احساسی که قبلاً از خود دور می‌کرد، انجام دهد. اما وقتی همه این احساسات سرکوب شده به یکباره دوباره ظاهر می شوند، بسیار طاقت فرسا است.

از آنجایی که مرد پوزئیدون
 به غرایز و احساسات خود متصل می ماند باید طوری آنها را کنترل کند. مانند تصویری از خود پوزئیدون که ارابه خود را با اسب های سفید کنترل می کند و دریا را آرام می کند، در حالی که موجودات آن در اطراف او بازی می کنند. همه نیروهای عظیمی را در اعماق خود حس می کنند و ممکن است از آنها بترسند. اما اگر این هیجانات را بتواند در هنر متجلی کند بسیار عالی است.

فردی که تحت تأثیر احساسات متغیر و ذهنی قرار می گیرد و احساسات یا موقعیت دیگران را در نظر نمی گیرد، خودخواه، از نظر عاطفی نامناسب، نابالغ و بی ثبات است. مردان پوزئیدون از بسیار رک تا وسواس در احساسات و تا حدی غیرمنطقی متفاوت هستند، تا جایی که می توان پوزیدون را «خارج از ذهن» در نظر گرفت.

افراد پوزیدون باید راه هایی برای زندگی پیدا کنند تا احساسات شدید آنها بر آنها چیره نشود. زندگی در قلمرو آبی پوزئیدون باعث می‌شود که او توانایی دیدن شرایط را بی‌رحمانه‌تر و عینی‌تر داشته باشد. همانطور که مهارت های هنری یا ذهنی نیاز به تشویق و فرصتی برای پیشرفت دارد، استعدادبروز صحیح احساسات نیز باید پرورش داده شود.

برای بیان استعداد و هیجان پوزئیدون از طریق نمایش، نوشتن، هنر یا سایر ارتباطات باید کهن الگوی 
هرمس به او آموخته شود. پوزیدون با استعداد موسیقی یا هنری می تواند خود را از طریق این رسانه ها ابراز کند که احساسات قوی و پرفراز و نشیب را برمی انگیزد. اگر پوزیدون بتواند راه‌های خلاقانه‌ای پیدا کند، آن‌قدر مزاحم نخواهند بود. سپس به آنچه در روان پوزیدون می گذرد شکلی داده می شود و به هنر تبدیل می شود.

 هفائستوس، خدای خلاقیت، کهن الگوی دیگری است که می تواند به تبدیل احساسات پوزیدون به خلاقیت کمک کند. هفائستوس حتی بیشتر از پوزیدون طرد شد، اما به جای فوران، اشیا و اختراعات زیبا و مفیدی ساخت. خشم هفائستوس به جای مخرب بودن، دگرگون شد.

بنابراین پوزیدون می تواند به عنوان یک شخص با توسعه کهن الگوهای دیگر رشد کند. برخی از این کهن الگوهای کمکی پوزیدون می توانند آپولو، منطقی و آرام یا آتنا، الهه خرد یا زئوس کهن الگوی تدبیر و آینده نگری باشند. اینها سه نمونه از خدایان اساطیر یونانی هستند که نشان دهنده فرصتی برای فکر کردن به عواقب، عینی تر بودن در هنگام ناراحتی هستند. اینها ویژگی هایی هستند که پوزئیدون برای رسیدن به پتانسیل کامل خود باید آن ها را پرورش دهد.


آرکتایپ شخصیت شناسی توسعه فردی خودشناسی


برای ثبت نظر بایستی ابتدا وارد شوید.