زئوس : کهن الگوی آسمان، قدرت و برتری

1402/03/18 7:38 PM - 8 ماه قبل


زئوس قدرتمندترین خدای اساطیر یونان و کوه المپ بود که می توانست از ارتفاعات آن کوه دوردست حکومت کند. زئوس و برادرانش پوزیدون و هادس قرعه کشی کردند تا دنیا را به سه قسمت تقسیم کنند. زئوس آسمان را به فرمانروایی گرفت، پوزیدون دریا را دریافت کرد و هادس جهان زیرین را بدست آورد.

اگر میخواهید کهن الگوی خود را بشناسید در تست کهن الگوی مردان شرکت کنید.

زئوس خدای آسمان بود

قرار بود زمین و کوه المپ در اختیار هر سه برادر باشد، اما زئوس از موقعیت رفیع خود در آسمان تسلط داشت و بر همه چیز حکومت می کرد. زندگی در آسمان می تواند باعث شود که فرد ارتباط خود را با زمین و مردم روی آن از دست بدهد، بنابراین اگرچه زئوس دید کلی خوبی داشت، اما می توانست "جنگل را ببیند، اما نه درختان".

زئوس خدای رعد و برق بود که نماد آن صاعقه بود که دوست داشت آن را پرتاب کند. زئوس همچنین می‌توانست باران ببارد و بسته به خلق و خوی خود آب برای محصولات فراهم کند. بسته به نحوه استفاده زئوس از قدرت خود، زندگی گیاهی یا شکوفا میشد یا میمرد. زئوس می‌تواند سخاوتمند یا با روحیه پست باشد. مردم در زمان ما زمانی شبیه زئوس می شوند که میل به قدرت دارند و میل به کنترل دیگران دارند، بنابراین هم مورد ترس و احترام قرار می گیرند و هم مردم مجبور می شوند به آنها وابسته شوند. فردی با ویژگی های زئوس دارای کنترل، عقل، اراده و توانایی انجام اقدامات تعیین کننده است.


زئوس در راه قدرت و برتری

زئوس کوچکترین فرزند کرونوس* و رئا** بود. زئوس سه خواهر و دو برادر بزرگتر داشت  ( دیمیتر ، هستیا ، هرا ، پوزیدون و هادس )  که کرونوس آنها را بلعید زیرا می ترسید فرزندانش از او قدرتمندتر شوند. رئا سرانجام هنگامی که زئوس را به دنیا آورد، کرونوس را فریب داد و سنگی که در قنداق پیچیده شده بود را به کرونوس داد و زئوس را در غار پنهان کرد. زئوس هنگامی که بزرگتر بود متیس دانا را ملاقات کرد و متیس به زئوس کمک کرد تا کرونوس استفراغ کند و باعث شد که او فرزندانش و سنگ را استفراغ کند. زئوس برادران خود، پوزیدون و هادس را آزاد کرد، سپس او و دیگران در یک نبرد ده ساله کرونوس و تیتان‌ها را که برفراز کوه المپوس (المپ) حکومت میکردند را سرنگون کردند. زئوس سپس به یک استراتژیست نظامی خوب و سازنده اتحاد موفق، تبدیل شد.

زئوس یک متعهد به رابطه نبود و روابط طولانی با زنان اسطوره ، فرشته ها و انسان های فانی داشت که از طریق آنها ویژگی های الهی را که بیشتر نسل دوم المپیایی ها بودند، به وجود آورد. زئوس هفت همسر رسمی داشت که به هرا ختم می شد. آنها متیس، تمیس، اورینوم، دیمیتر، منموسین، لتو و هرا بودند. بیشتر این الهه‌ها، الهه‌های قدیمی‌تر بودند که قبل از به قدرت رسیدن زئوس پرستش می‌شدند، بنابراین  پس از هر ازدواج، الوهیت‌های آنها در درجه دوم اهمیت قرار میگرفت.

رتبه تولد هرا با زئوس برابر بود، زیرا هرا هم دختر رئا و کرونوس بود. زئوس مصمم شد او را اغوا کند. زئوس خود را به پرنده ای لرزان و درمانده تبدیل کرد که هرا به او رحم کرد، بنابراین پرنده را نزدیک خود نگه داشت تا گرم شود. زئوس بلافاصله لباس مبدل خود را کنار گذاشت و سعی کرد هرا را اغوا کند، اما هرا پیروز شد و اصرار کرد که تنها راه این است که با او ازدواج کند. این ازدواج به یک دوره ماه عسل منجر شد که سیصد سال به طول انجامید، اما پس از آن زئوس به روش های فریبکاری بازگشت و باعث تحقیر و حسادت هرا شد. با این حال، شهرت هرا از بی احتیاطی زئوس لطمه نخورد، و هرا به عنوان الهه ازدواج مورد پرستش و احترام زیادی قرار گرفت.


زئوس فرزندان زیادی به دنیا آورد، اما او اولین خدایان یونانی بود که می‌توانست سخاوتمند، محافظ و به پسران و دخترانش اعتماد کند. هنگامی که یکی از همسرانش که دیونیسوس را باردار بود مرد، زئوس جنین را به ران خود دوخت و تا زمان تولدش او را به این شکل حمل کرد. او به دخترش آرتمیس هر آنچه برای الهه شکار نیاز داشت، تیر و کمان، سگ شکاری و هر همراهی که او نیاز داشت، داد. زئوس نمادهای قدرت خود را به دخترش آتنا داد و اختلاف بین پسرهایش آپولو و هرمس را زمانی که هرمس گاوها را از برادر ناتنی بزرگترش دزدید، حل کرد و آنها یک بار دیگر با هم دوست شدند.


اما زئوس به‌عنوان والد نیز جنبه تاریکی داشت. او به هادس اجازه ربودن پرسفون را داد و به فریادهای کمک پرسفون واکنشی نشان نداد. زئوس پسر هرا، هفائستوس را زمانی که در درگیری زئوس با هرا، با مادرش همراه شد از بالای کوه المپوس پرتاب کرد و باعث شد که پای او لنگ شود. آرس پسر زئوس توسط پدرش طرد شد و این امر تأثیر روانی زیادی روی آرس گذاشت. یک مرد «زئوس» واقعاً می‌خواهد بچه‌هایی داشته باشد، اما از آنها انتظار دارد که مطیع باشند و اراده او را اجرا کنند و بیشتر به بچه های رقابتی که بازی های مورد علاقه او را بازی می کنند و بیشتر شبیه زئوس هستند اهمیت می دهد.

زئوس قدرت، اقتدار و سلطه می خواهد

مرد «زئوس» کسی است که بر هر شغلی که انتخاب می‌کند، قدرت، اقتدار و سلطه را اعمال می‌کند و از خدای اسطوره‌شناسی یونانی سرنخ می‌گیرد. اینها مردانی هستند که در نمایش نامه نقش پسرانه "پادشاه کوه" را بازی می کنند و در آن عنوان مرد موفق را دارند. آنها جاه طلب هستند و توانایی ایجاد مناطقی را دارند که در آن مرجع اصلی هستند و اینجاست که یک نوع زئوس "پادشاهی" خود را ایجاد می کند. دونالد ترامپ در زمان ما یک مرد "زئوس" محسوب می شود.


این کهن الگو معمولاً می خواهد ازدواج کند و صاحب فرزند شود تا پادشاهی او به نسلی دیگر واگذار شود. زئوس فرزندانش را به‌عنوان پسوند خودش می‌بیند و از همسرش انتظار دارد که تمام کارهای مراقبت از کودک و خانه را انجام دهد، در حالی که او تا حد امکان کمتر درگیر می‌شود. خانواده زئوس تنها بخشی از ایده آل او هستند. زئوس نمی خواهد برای شخص دیگری کار کند و کسب و کار خود را راه اندازی خواهد کرد. بهترین زمان بیان کهن الگو زئوس، زمانی است که مردی در خانواده ای ثروتمند و قدرتمند متولد شود.

یک "زئوس" همیشه به دنبال چیزی است که می خواهد یا نیاز دارد به دست آورد. زئوس یکسره دنبال آن می رود تا زمانی که مال او باشد. اما اگر چیزی که می‌خواهد از درک زئوس خارج شود، می‌تواند سریع فکر کند و مسیر را تغییر دهد. زئوس می تواند به سرعت ضررهای خود را کاهش دهد و ادامه دهد.

یک زئوس موفق با افراد قدرتمند دیگر همکاری می کند. زئوس در جلسات مهم، تعیین مرزها و توافقات استعداد زیادی دارد. حرف او قرارداد اوست و انتظار دارد که دیگران نیز مانند او مراقب منافع خود باشند. در زمان ما، اتحاد زئوس با بانکداران و سازندگان، کارشناسان ارتباطات و کامپیوتر، بوروکرات ها و اهداکنندگان انجام می شود. عناوین متفاوت هستند، اما بازی یکسان است. زئوس به مردم لطف می‌کند، اما زمانی فرا می‌رسد که او «نعمت می‌کند». برخی ممکن است این کهن الگو را از سه گانه پدرخوانده یا برنامه تلویزیونی سوپرانوس به یاد بیاورند.

ویژگی های شخصیتی زئوس

در عصر ما فردی شبیه به "زئوس" چه ویژگی هایی را شامل می شود؟ او نوزادی است که از همان ابتدا اراده قوی نشان می دهد. به کودکی با شخصیت زئوس باید در خانه و مدرسه انصاف و عدالت را آموزش داد. همانطور که او بزرگتر می شود، در حالی که با بچه های دیگر بازی می کند، صمیمی خواهد بود و رهبر گروه می شود. کودکی با شخصیت زئوس از تنها بازی کردن ناراضی است و رویاپرداز و درونگرا نیست. زئوس به یک مادر با اراده قوی نیاز دارد، نه کسی که تسلیم هر خواسته او شود.

بدترین پدر و مادر برای یک فرزند "زئوس" یک مادر ضعیف و یک پدر بدرفتار است. اگر با کودک بد رفتار شود، یاد می گیرد که با زیر دستان بد رفتاری کند. سپس کودکانی را که در مدرسه و در بازی ضعیف‌تر از خود می‌داند، اذیت می‌کند. پدری از نظر هیجانی بدون عاطفه زئوس پسر را تحسین می کند، تا به قله های افتخار برسد. اگر «زئوس» مادری پرورش‌دهنده نیز داشته باشد که به او آداب و مهارت‌های اجتماعی بیاموزد، با احساس استحقاق بزرگ می‌شود و به خود و جایگاهش در جهان اعتماد خواهد داشت.

در دوران نوجوانی فردی با شخصیت زئوس ، ممکن است با شخصیت های مقتدر مشکل داشته باشد. اما نوجوان زئوس می تواند وقت بگذارد و همکاری کند، زیرا مهارت های استراتژی خوبی دارد و در جنگ قدرت شرکت نمی کند اما می تواند برنده شود. زئوس یک رهبر طبیعی در دبیرستان است، معمولاً با دختران محبوب قرار می گیرد و در سنین پایین فعال می شود. او یک عمل گرا است، نوجوان زئوس جهان را درک می کند و می تواند ارزیابی کند که چگونه در یک موقعیت قرار می گیرد. او باهوش است، اما نه بیش از حد روشنفکر یا درون نگر، که او را به فردی کم عمق تبدیل می کند.

زئوس حتی از زمانی که اولین کار نیمه وقت خود را دارد، یک مرد سخت کوش یا آلفا است. مردی با شخصت زئوس می تواند به سرعت افراد را بسنجد و همیشه چشمش به "تصویر بزرگ" است. زئوس هرگز فرصتی را از دست نمی دهد. او شبکه‌های «پدر پسر» را درک می‌کند و کسب پول و قدرت بازی‌ای است که او به خوبی انجام می‌دهد. مرد زئوس دیگران را آنقدر جدی نمی گیرد. زئوس واقع بین، با اعتماد به نفس است و مسائل را شخصی نمی گیرد. همانطور که موقعیت او در یک شرکت بالا می رود، او به راحتی می تواند افراد را اخراج کند و دستورات غیرمنطقی بدهد و اصرار کند که انجام شود. فاصله عاطفی زئوس را از هدر دادن افکار بر روی احساسات مردم یا نگرانی در مورد عواقب اعمال خود باز می دارد.


زئوس صاحب نفوذ و قدرتمند بزرگ است

درست مانند خدای اسطوره‌شناسی یونانی، زئوس می‌داند که متحدان امروزی می‌توانند رقیب فردا باشند و بالعکس. مردم هرگز نباید به خود اجازه دهند فکر کنند که برای یک زئوس اهمیت شخصی دارند، زیرا اینطور نیست. همه قابل مصرف هستند و انتظار دارد که دیگران نیز همین احساس را نسبت به او داشته باشند. زئوس بی رحم به نظر می رسد، اما متوجه می شود که دشمن سازی شکل بدی است، بنابراین در اینجاست که توانایی زئوس برای مذاکره و رسیدن به توافق مفید است. زئوس آسیب پذیری یا نمایش احساسات را احمقانه و ضعیف می داند.

او در رستوران‌های شیک یا بارهای سیگار که در آن‌ها «مردان واقعی» ناهار می‌خورند، گلف بازی می‌کنند یا با هم به شکار می‌روند، حضور دارد، زیرا عضویت در مکان‌های انحصاری سنگرهای قدرت هستند که اهداف او را برآورده می‌کنند. زئوس در صورت استقبال در جمع مردان دیگری که به این قله موفقیت رسیده اند، به اوج رسیده است. در اینجا زئوس با مردان دیگری احاطه شده است که تمام انرژی خود را صرف کسب قدرت کرده اند، اما از نظر روانی نابالغ یا رشد نیافته باقی مانده اند.

زئوس همیشه زنان را اغوا می کرد و فرزندان متعددی به دنیا می آورد. او یک زن جذاب را به عنوان یک امتیاز یا معیار دیگری برای موفقیت خود می بیند. ممکن است همسرش را به عنوان یک خرید دیگر ببیند یا یک موقعیت اجتماعی و سیاسی، یا همه موارد فوق. اما زئوس واقعاً عاشق خوبی نیست! برای وفادار بودن در ازدواج، می بایست کهن الگوهای دیگری در مرد با شخصیت زئوس فعال باشد.

تحقیقات شینودا بولن در مورد کهن الگوهای الهه یونانی و کهن الگو های مردانه در اسطوره‌شناسی، عملکرد روان‌درمانی شیندا بولن را بسیار گشترس داد. شینودا بولن آموخت که همه مردم چندین کهن الگو در شخصیت خود دارند. دکتر بولن یک تحلیلگر یونگی است که دریافت که مطالعه خدایان یونانی در اساطیر به بیمارانش کمک می‌کند و به مراجع نشان می‌دهد که کدام یک از ویژگی‌های خدا یا الهه را برای کمک به بهبودی آنها باید پرورش دهد. زئوس از نظر عاطفی دور است، طبیعتی خاکی ندارد (او خدای آسمان است)، او احساس نمی کند که باید برای جلب رضایت یک زن تلاش کند، و یک فرد پرشور نیست. او می تواند اغوا کننده عمل کند، اما همچنین می تواند از ازدواج برای مدت طولانی به جهت موفقیت درکار خود دوری کند.


خانواده زئوس باید موفق به نظر برسد

از آنجایی که زئوس بسیار نگران دستیابی به قدرت است، سایر جنبه‌های شخصیت زئوس اغلب رشد نمی کنند. شخصیت زئوس ظرفیت کمی برای صمیمیت دارد، بنابراین نمی تواند خود را به خوبی حتی با کسانی که بیشتر به آنها اهمیت می دهد ابراز کند. انتخاب شریک زندگی زئوس نشان دهنده این کمبود است و هر چه زئوس بزرگتر می شود، ممکن است شرکای او جوان تر و جوان تر شوند. نمونه ای کلاسیک از یک مرد سالخورده که با یک سری دختران جوان و سازگار ادامه می دهد. یک زئوس معمولاً ازدواج می کند یا حداقل با یک نفر ازدواج می کند. این اغلب در زندگی واقعی اتفاق می افتد، زمانی که یک مرد جاه طلب با زنی از یک خانواده ثروتمند ازدواج می کند و از این رابطه موقعیت و ثروت به دست می آورد. نمونه آن مردی است که با دختر رئیس ازدواج می کند. انتخاب همسری که به زئوس کمک می کند تا از نردبان اجتماعی بالا برود، ممکن است یک انتخاب حساب شده یا ناخودآگاه باشد. اکثر مردان زئوس در مرحله ای از زندگی که در حال تثبیت خود هستند ازدواج می کنند، اگر زئوس جوان باشد و برای شکل دادن به زندگی خود به کمک همسرش نیاز دارد، این مساله بسیار مهم است.

اگر کهن الگوی زئوس در مرد قوی ترین نباشد، ممکن است با زنی که واقعاً دوستش دارد ازدواج کند. او معمولاً همسر نامناسبی برای زئوس خواهد بود، اما او را با احساسات و معنویت خود در تماس نگه می‌دارد، زمینی که برای او ناآشنا است. اما هر قدر که زئوس بر همسر تأثیر بگذارد، قدرت زئوس در ازدواج بر او مسلط خواهد شد و ازدواج سنتی مردسالارانه حول نیازهای زئوس خواهد بود. اگر زئوس به همسرش خیانت کند و همسرش از نوع هرا باشد، ممکن است به یک زن حسود و ناامن تبدیل شود. اگر مردی با شخصیت زئوس همسرش را دوست داشته باشد و به درد و رنجی که به او وارد می کند اهمیت دهد، ممکن است در نتیجه از نظر عاطفی رشد کند. اما اکثر مردان زئوس پس از پایان خواستگاری و ماه عسل زمانی برای همسران خود ندارند. زئوس خواهد گفت تمام کاری که انجام می دهد برای همسر و خانواده است. بنابراین این ازدواجی است که خیلی شخصی و صمیمی نیست و توجه زئوس را به خود جلب نمی کند.

یک پدر زئوس می خواهد یک سلسله به عنوان بخشی از دیدگاه شخصی خود تأسیس کند. مرد زئوس ممکن است به فرزندانش کمک کند تا در دنیا پیشرفت کنند. زئوس از نظر عاطفی دور است و برای آنها نیز در دسترس نیست. اما زئوس همچنان در خانواده اقتدار دارد. پدران زئوس سعی می کنند فرزندان خود را طوری بسازند که خودشان می خواهند. درست است که این فرزندان می توانند از طریق آموزش و فرصت ها و ارتباطاتی که می توانند فراهم کنند، توانایی های زیادی داشته باشند. اما تصورات زئوس از فرزندانش اغلب دقیق نیست و ارزش ها و تعصبات او برای آنها اهمیت زیادی دارد. آنها ممکن است واقعاً تأیید زئوس را بخواهند، اما به احتمال زیاد هرگز آن را دریافت نخواهند کرد.

میانسالی زمانی است که مردان موفق زئوس می دانند که به اوج رسیده اند. این فقط به این معنی است که او به یک هدف شخصی تعیین شده و معنادار می رسد و متوجه می شود که او را راضی می کند. حالا شاید بتواند استراحت کند و از زندگی خود بیشتر لذت ببرد. این همچنین می تواند زمان مشکلات عاطفی باشد، زیرا اکنون زئوس باید با بخش هایی از خود یا روابط خود روبرو شود که نادیده گرفته شده است. فرزندان نوجوان او ممکن است دچار مشکل شوند، همسرش ممکن است او را طلاق دهد، ممکن است مشکلات سلامتی جدی داشته باشد، زیرا تنها کاری که زئوس انجام داده تلاش برای پیشرفت بوده است.

مرد زئوس ممکن است پس از آن خود را طرد شده از سوی خانواده، تلخ و بدون افرادی که به او اهمیت می دهند، بیابد. از این گذشته ، او هیچ تلاشی برای روابط خارج از کار انجام نداده. او ممکن است از این دوره متواضع تر بیرون بیاید و اکنون زندگی خود را به گونه ای دیگر بسازد یا تلاش کند. برخی از مردان زئوس در هنگام صعود به قله روابط مهمی داشتند و خوشحال هستند که می توانند با افرادی که به آنها اهمیت می دهند وقت بگذرانند. او ممکن است دیگران را راهنمایی کند یا روابط دوستانه خود را عمیق تر کند. بحران سلامتی یکی از عزیزان نیز ممکن است چیزی باشد که زئوس را از خواب بیدار کند تا متوجه شود که برخی افراد چقدر برای او ارزشمند هستند.


زئوس می ترسد فرزندانش بهتر از او باشند

مانند دیگر خدایان اساطیر یونانی که می ترسیدند پسرانشان بهتر از آنها باشند، زئوس ممکن است پسران و دخترانش را تضعیف کرده باشد و وارث شایسته ای نداشته باشد. سپس ممکن است با گذاشتن دستوراتی در وصیت نامه سعی کند دارایی های خود را حتی از قبر کنترل کند. تمایل زئوس به زندگی در سر، او را مجبور می کند که تجربیات بدنی یا نفس نفسانی خود را قطع کند. او ممکن است خود را در فیزیک خوب نگه دارد. اما این تسلط بر بدن است، نه لذت بردن از آن. زئوس از قلب خود جدا شده و قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست. وقتی دیگران مواضع عاطفی می گیرند، زئوس آنها را نادیده می گیرد. به عنوان مثال، در جنگ‌ها، مردان زئوس کسانی هستند که جوانان را به جنگ می‌فرستند تا بمیرند، در حالی که در یک اتاق امن می‌نشینند و برنامه‌ریزی می‌کنند و خودشان هیچ خطر فیزیکی ندارند. آنها نقشه های نبرد را مطالعه می کنند، اما همه چیز برای آنها مانند یک بازی ویدیویی است. دوری زئوس از صحنه به او این امکان را می دهد که با وجود فدا شدن زندگی مردان و زنان دیگر فکر خود را پیاده کنند و سایرین را نادیده بگیرند. گاهی قدرت و پارانویا در کنار هم قرار می‌گیرند و مردان زئوسی در حالی که در راس هستند با هراس از سرنگونی زندگی می‌کنند.

مردان زئوس اغلب از مشکلات خود آگاه نیستند تا زمانی که یک بحران بزرگ زندگی باعث می شود دیگر نتوانند آن را نادیده بگیرند. رشد تنها زمانی اتفاق می افتد که آنها فروتنی و آسیب پذیری را تجربه کنند. فقدان درون نگری و فاصله عاطفی باعث می شود زئوس متوجه نشود که چقدر از دیگران بریده است، سپس می فهمد که یک چیزی به شدت اشتباه است. وقتی از خواب بیدار می‌شود، پیام معمولاً یادداشتی است از طرف همسری که او را ترک می‌کند، کودک بزرگسالی که با او روبرو می‌شود: «تو اصلاً مرا نمی‌شناسی» و وقتی همه خانواده نمی‌خواهند با او کاری داشته باشند. تنها پس از رفتن آنها، او درد چیزی را که از دست داده احساس می کند.

کرونوس *

کرونوس رهبر تیتان های نسل اول و کوچکترین آنها بود که پس از سرنگون کردن پدرش اورانوس، بر عالم فرمانروایی میکرد. کرونوس فرزند گایا و اورانوس بود. در اسطوره های یونان، ابتدا فقط گایا (زمین) بود که سه اسطوره دیگر را بوجود آورد: اورانوس (آسمان)، پونتوس (دریا) و اورئا (کوه). سپس در نتیجه ازدواج گایا و اورانوس، دوازده تایتان متولد شدند. اورانوس که پدر این تایتان ها بود؛ از نگرانی اینکه قدرت را از دست بدهد، همه فرزندان خود و گایا را بعد از تولد در تارتاروس (دنیای زیرین) زندانی میکرد. این کار اورانوس ، گایا را خشمگین کرد و از تایتان ها خواست که بر علیه اورانوس اقدام کنند که از میان آنها فقط کرونوس که کوچکترین آنها بود حاضر شد با اورانوس روبرو شود و گایا داسی از جنس سنگ به او داد و کرونوس توانست اورانوس را شکست دهد اما کرونوس پس از شکست اورانوس، حاضر نشد بقیه تایتان ها را آزاد کند و خود فرمانروای عالم شد. گایا پیش بینی کرد که کرونوس هم توسط فرزندانش سرنگون خواهد شد و از این رو بود که کرونوس بعد از ازدواج با رئا، فرندانش را می بلعید.

رئا **

رئا یکی از تایتان ها و فرزند گایا و اورانوس بود. او با کرونوس ازدواج کرد و حاصل این ازدواج : دمتر، هادس، هستیا، هرا، پوزیدون و زئوس بودند. کرونوس از ترس سرنگونی توسط فرزندانش، آنها را می بلعید و این باعث ناراحتی رئا بود. بعد از تولد زئوس، گایا به رئا گفت که بجای زئوس سنگی را در قنداق قرار دهد و به کرونوس دهد. بدین ترتیب رئا زئوس را نجات داد و او را در جزیره کرت پنهان کرد و بزرگ نمود.

در بین خدایان فرمانروا (اورانوس و کرونوس و زئوس) زئوس اولین کسی بود که با برادران خود قدرت را تقسیم کرد و از بعضی ازفرزندانش هم حمایت کرد. هرچند در تقسیم قدرت بهترین موقعیت را برای خود انتخاب کرد و در حمایت از فرزندان هم گزینشی عمل کرد، اما به نسبت پیشینیان خود متفاوت بود و شاید همین تفاوت و پتانسیل الگوی مردان زئوس تایپ باشد که هم قابلیت سازندگی و بزرگمنشی دارند و هم قابلیت پست و خودخواه بودن را.


آرکتایپ شخصیت شناسی توسعه فردی خودشناسی


برای ثبت نظر بایستی ابتدا وارد شوید.